خدایا خودت رحم کن
نویسنده: حامدخدایا خودت که می دانی وبلاگ زدن چه آسان است و دل کندن از آن چه مشکل؛ پس خودت کاری کن چند وقت دیگر مجبور نشوم این یکی وبلاگ را هم ذبح کنم. طاقت ندارم. دیگر بعد از سه وبلاگ دارم پیر می شوم ولی چه کنم که بی نان شب به سر می شود ولی بی وبلاگ نفس کشیدن هم بسی مشکل است چه برسد به زندگی کردن.
پس علی می گوییم که عشق آغاز شود
یا علی
فروردین ۲۴م, ۱۳۸۶ در ۹:۳۵ ب.ظ
اشکال بنیادین دارم به اصل ذبح وبلاگ
. گیر نمی دهیم …
فروردین ۲۶م, ۱۳۸۶ در ۸:۱۴ ب.ظ
به نام خدا
با سلام
به اين دنيا كه نمي شه دل بست
چه برسه به وبلاگ
سلام برسونيد
يا حق
فروردین ۲۶م, ۱۳۸۶ در ۹:۱۰ ب.ظ
امیدوارم این وبلاگ وبلاگ خیلی خیلی خوبی بشه سرشار از مطالب پربار و آموزنده.
موفق باشین
فروردین ۲۹م, ۱۳۸۶ در ۴:۲۸ ب.ظ
سلام
حامد خيلي اشتباه كردي
خيلي
خيلي
خيلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــي
تو رو عاقل تر از اين حرفا مي دونستم
اردیبهشت ۲م, ۱۳۸۶ در ۱:۱۲ ق.ظ
سلام: هر جا هستید تا وقتی برا خدا قلم میزنید مطمئنا موفقید. حق نگهدارتون.
اردیبهشت ۴م, ۱۳۸۶ در ۴:۴۹ ب.ظ
بلاخره لباس گشاد شد .مبارکه ایشالله.هر جا باشی باز هم قلمت زیباست مثل زیبایی اسم وبلاگت.موفق باشی…
اردیبهشت ۱۵م, ۱۳۸۶ در ۱۱:۱۵ ب.ظ
یا سلام
همین امروز داشتم با یکی از دوستام حرف می زدم که بحث رفت تو اینترنت و وبلاگ و وبلاگ مذهبی و من از کلرجی منی گفتم که دیگه نمی نویسه ، یعنی می نویسه اما من تو این دنیای بی در و پیکر گمش کرده م و گشتن تو وبلاگ خواهرش و دوست رفیقاش بی فایده بوده و چه حیف که قلمش از کفم رفت!
و امشب پیدا شد!
جمع اساتید که جمعه! یه بحث شروع کردم ، سخت! دعا کنید توش گیر نکنم! راهنمایی کنید و ایضا ایراد بگیرید خوشحال می شم!
اردیبهشت ۱۶م, ۱۳۸۶ در ۸:۰۴ ب.ظ
یا سلام
برا اعتیاد که نگفتم راهنمایی کنید که شیگار خواشتید!
راهنمایی رو برای قبلیاش خواستم استاد!