“تو” که خاموشی…
نویسنده: حامدامروز داشتم به تو فکر می کردم. بله تو، یا بهتر بگویم: «حضرت عالی». منظورم از حضرت عالی کسی است که مثل خود تو از اینترنت استفاده می کند. بگذار بهتر بگویم. من، یعنی حامد آقاجانی شده ام سردبیر یک سایت! نه اصلا بگذار از یک جای دیگر شروع کنم. ببین. ما یک عده طلبه ایم که داریم توی کلاس های هنری شرکت می کنیم. خب؟ تقریبا سه سالی می شود که داریم داستان نویسی، فیلم نامه نویسی، شعر، و فلسفه هنر و … کار می کنیم. هر کدام مان در رشته ای ، ولی همه رشته هایی که مشغول هستیم منحصر در هنرهای مکتوبه.
حالا بچه ها دور هم جمع شده اند که این هنرهایی که تا حالا یاد گرفته اند به کار بگیرند. و البته اساتیدمان هم حامی ما هستند و کسانی مثل … حالا مهم نیست. اول خواستیم نشریه چاپ کنیم، یک مدت هم در فکر کتاب بودیم و البته به نوشتن در روزنامه ها و ساخت فیلم و مجموعه های تلویزیونی و … فکر کردیم ولی بالاخره گفتیم انگار سایت هوا کردن چیز دیگری است!
فقط مشکل مان این جاست که با یک سری اصول مشکل داریم. در حقیقت فکرمان به این مشغول شده که از دست یک عده طلبه که هنرجو هستند- و بعضی شان هم البته هنرمند شده اند دیگر - در اینترنت چه کاری بر می آید.
در آخر گفتیم که نشریه الکترونیکی با محوریت هنرهای مکتوب. اسمش را هم گذاشتیم فیروزه که یاد آبی آسمان و گلدسته های زیبای مساجد و کاشی فیروزه ای و گنبد و در یک کلام هنر اسلامی بیفتیم.
حالا بعد از این همه مقدمه که گفتم رسیده ایم به این سوال بزرگ و حیاتی که “تو”ی فیروزه کیه؟ یعنی “تو”یی که قرار است مخاطب ما باشی چه خصوصیات، چه نیازها و چه انتظارهایی داری.
هنوز نمی دانیم چند تا از “تو”های ما هنرمندند، چند تا هنرجو اند، چند تا نوجوان اند، چند تا جوان یا مسن، چند تا دخترند چند تا پسر. چند تا ایرانند، چند تا خارج از ایران، چند تا مذهبی اند، چند تا غیر مذهبی… چند تا … چند تا…
هنوز نمی دانیم تو که سایت ما را می بینی چه طوری به آن علاقه مند می شوی. نمی دانیم در آن دنبال چه چیزی می گردی. نمی دانیم روحیه ات چه قدر با ما شباهت دارد و چه قدر سلیقه ات به ما نزدیک است.
حالا که ما را شناختی، به من بگو “تو” کی هستی؟ از فیروزه چی می خوای؟ چه انتظاری داری؟
اردیبهشت ۱۵م, ۱۳۸۶ در ۷:۴۴ ق.ظ
سلام
در این رابطه به شدت باید فکر کنم . همین جوری نمیشه صحبت کرد .
ولی یک چیزی را همین الان می توانم بگویم . چرا فکر کردی این “تو” خاموش است ؟
————————
حامد: آخه میدونی چیه؟ مخاطب یک نشریه اگه از اون خوشش نیاد، نمیاد بگه عوضش کنید. به جای این کار صفحه رو میبنده و دیگه اون طرفا پیداش نمیشه. در هر صورت شما خاموش نباش. جاری باشی…