پیچ کار وبلاگنویسی
نویسنده: حامدامروز شدهام جستجوگر به معنای واقعی… از ظهر تا حالا بین ناهار و جلسه شورای سردبیری فیروزه و کارهای خردهریز میانش، تمام وقت عزیزم را گذاشتهام برای وبلاگ خواندن و دنبال شخصیتها گشتن. وبلاگهای زیادی را دیدم. وبلاگهایی که آنها را واقعا یک وبلاگنویس اداره میکرد. آرشیوهای پنجساله، ششساله و بیشتر. برایم جالب بود که این وبلاگها همه متعلق به عدهای خاص است. عدهای که تقریبا همه میدانند که چه خصوصیاتی دارند.
فقط خصوصیتی که بین همه این وبلاگنویسهای ثابتقدم مشترک است این است که (خوشبختانه یا بدبختانه) معمولا تریبون دیگری برای صحبت ندارند و همین باعث شده که تریبون وبلاگ را خیلی دوست داشته باشند و از آن محافظت کنند و به همین منوال حرفهای شوند. در یک کلام: هدف
خیلی از ماها وبلاگهامان تعطیل میشود چون اول وبلاگ زدیم بعد دنبال حرفی گشتیم که در وبلاگمان بزنیم ولی آنها اول حرف داشتند بعد، وبلاگی زدند که حرفهاشان را در آن بنویسند. پیچ کار همینجاست.
اردیبهشت ۱۷م, ۱۳۸۶ در ۲:۱۳ ق.ظ
داشتم فک رم یکردم من جز کدام دسته ام . من اولش حرفی نداشتم . واسه خود وبلاگ نویسی اومدم وبلاگ زدم . ولی بعد حرف پیدا کردم !!!! ۳-۴ سالی هم هست که هستم . پس شاید دسته بندی کلی نبوده . نه ؟
اردیبهشت ۱۸م, ۱۳۸۶ در ۶:۵۰ ق.ظ
http://www.asha.ir/۲۰۰۷/۰۵/post_۷.php
اردیبهشت ۱۸م, ۱۳۸۶ در ۶:۲۶ ب.ظ
هو المعین
با سلام و خسته نباشید. من دانشجوی رشته ی ارتباطات هستم و برای یک تحقیق درسی موضوع وبلاگنویسی طلبه ها رو انتخاب کرده م. این پاتوقتون به نظرم جای جالبی اومد! می خواستم در صورت امکان در این کار کمکم کنید.
راستی این رسپنا یعنی چی؟
اردیبهشت ۱۸م, ۱۳۸۶ در ۸:۳۲ ب.ظ
سلام
این موضوعتون به موضوع هنر سفارشی می شود خیلی نزدیکه. در ضمن من فکر نمی کنم شما جزو این گروه باشید که حرفی برای گفتن نداشتید و فقط وبلاگ زدید.و فکر می کنم خیلی حرفها دارید.
تقریبا همه متنهاتون رو خوندم واقعا زیبا بودن و برای هر کدوم حرفی داشتم اما من معمولا خیلی حرف دارم و مطمئنم باز فرصت می شه که بتونم نظرم رو در موردشون در موضوعات بعدیتون بنویسم.
موفق باشید.
اردیبهشت ۱۹م, ۱۳۸۶ در ۶:۳۱ ق.ظ
فکر کنم باید یه سری به خودم بزنم.دارم به شک می افتم …..