داستاني كه بشود آن را ننوشت، نمينويسم
نویسنده: حامدحرف آقاي محمد حسين محمدي، داستاننويس افغاني مقيم ايران، هميشه در گوشم هست. فكر كنم در روز داستان كوتاه بود، سال هشتاد و چهار، در موزه هنرهاي معاصر تهران. ميگفت داستاننويس وقتي بايد داستانش را بنويسد كه نتواند آن را ننويسد. ميگفت من برعكس خيلي از داستاننويسها كه با خود دفترچه يادداشتي دارند براي يادداشت كردن سوژههاي داستاني جديد، من هيچ وقت سوژههايم را يادداشت نميكنم. اصلا اگر قرار باشد سوژهاي از ياد من برود، همان بهتر كه آن را تبديل به داستان نكنم. داستان بايد آن قدر در دل داستاننويس سنگيني كند كه نتواند آن را ننويسد.
خرداد ۱۹م, ۱۳۸۶ در ۱۱:۰۷ ب.ظ
چه حرف قشنگی! راست می گه.