مثل توی فیلم ها

نویسنده: حامد

موقعیت‏های زیادی پیش می‏آید که ما جوان‏ها چیزی را تجربه نکرده‏ایم ولی نوع برخورد خاصی در مورد آن موقعیت خاص از خودمان نشان می‏دهیم. موقعیت‏هایی مثل خودکشی، بعضی دعوا کردن‏ها، یا مثلا اولین بار که عاشق می‏شویم، و بعد از آن… شکست عشقی. این‏ها مواردی هستند که برخوردهای جالبی از ما سر می‏زند و خودمان هم خبر نداریم که اين برخوردها از کجا آمده‏اند.

خنده‏ام می‏گیرد وقتی که می‏بینم عاشق شده‏ام و برای این که شبی را خوش بگذرانم معشوقم را دعوت می‏کنم به یک کافی‏شاپ تاریک، و با این که چایی برایم خوش‏آیندتر است، قهوه یا کاپوچینو سفارش می‏دهم. کارهای دیگری هم بلدم؛ مثلا کف روی قهوه را چه‏طور بخورم، یا این‏که موقع راه رفتن یک دستم را در جیبم بگذارم و سرم را به صورت خاصی کج نگه دارم یا این که در مسیر باد طوری حرکت کنم که موهایم از زاویه‏ی خاصی تکان تکان بخورد یا نمی‏دانم، خیلی چیزهای دیگر هم هستند که این شکلی‏اند. شاید داد کشیدن در کوه یا زیر باران قدم زدن یا هدیه‏دادن یک شاخه گل به شکل و قیافه‏ای خاص؛ مثلا تقدیم با عشق!

آقای مصطفی مستور می‏گفت امیدی به تاثیرگذاری هنری مثل داستان و سینما نیست. منظورش این بود که فیلم یا داستان نمی‏تواند مسیر زندگی کسی را عوض کند ولی من… فکر می‏کنم خیلی از جزئیات ذهنی ما، توسط فیلم‏ها ساخته شده‏اند و ناخودآگاه ما در هر موقعیتی آن‏ها را فراخوان می‏کند.

شما چگونه عاشق می‏شوید، چگونه خودکشی می‏کنید؟ چگونه در عشق‏تان شکست می‏خورید؟ چگونه رمانتیک می‏شوید؟ مثل توی فیلم‏ها؟

۴ نظر درباره “مثل توی فیلم ها” داده شده است.

  1. سوتک گفت :

    یا سلام
    مل توی فیلم ها؟!!!! فکر نکنم! لا اقل من مثه توی فیلما نشدم!
    البته یه چیزی هم هستا…. فیلما رو از کجا می سازن؟!
    نمی خوام بگم فیلما عین زندگی ما هستن، نه! اما بعضی جاهاش از زندگی مردم برداشت می شه! هر چی باشه سازندگان فیلمها هم تو این جامعه زندگی می کنن.
    هر چند من مثل فیلما عاشق نشدم!!!!!!
    موفق باشید!

  2. shaqayeq گفت :

    موضوع خوبي رو مطرح كرديد. وقتي نوجوون بودم بعضي از برخوردهاي توي فيلمها يا اطرافيانم برام غير معقول و مسخره و لوس و يا اغراق اميز به نظر مي‏اوومد. اما بعدها كم‏كم در خيلي مشكلات زندگي‏م، چه وقتي دختر بودم چه الان كه يك مادر شدم، دقيقا همون حركاتي كه برام غير معقول و يا اغراق اميز مي‏اومد از من بدون اراده سر مي زنه! مثلا گاز گرفتن انگشتان، خود زني، داد زدن و يا جيغ كشيدن موقع درد و يا نفهميدن حرفهات! شايد فيلمها و داستانها مي‏تونه اونطور كه شما برداشت كرديد تاثير داشته باشه اما داستانها از واقعيات مي‏ان و انسان در اصل همينطوره! من فكر مي‏كنم اين درستتر باشه تا اون.

  3. بی نشان گفت :

    سلام
    میفهمم چی میگید.. فک میکنم خیلی هامون خیلی کارها رو بدون اینکه خودمون بدونیم شکل فیلمها انجام میدیم.. حتی حرفامون هم.. نمونه اش همین جمله معروف “تو منو درک نمیکنی” یا “منو بفهم”!!!! ..
    اما در مورد تاثیر گذاری - یا اختلاف نظر شما و آقای مستور!- فکر میکنم حرف هردوتون درسته.. منتهی نکته اش اینجاست که در این مورد اول باید الگو سازی انجام بشه بعد تاثیر گذاری.. یعنی تا شخصیت و آدمهای تو فیلمها برای من مخاطب الگو نشن ناخودآگاه قصد نمیکنم که همه کارام مثل اونا باشه .. اگر میخوایم با استفاده از فیلم یا داستان فلان فرهنگ رو جا بندازیم اولش باید موفق بشیم از آدمی که نماد اون فرهنگ توی فیلم یا داستان ماست یه شخصیت “حقیقی”.. تاکید میکنم “حقیقی” و دوست داشتنی بسازیم.. اگر موفق شدیم.. اونوقت اون فرهنگ خود به خود تاثیرشو میذاره..
    آدمهای یه نسل قبل ما اول همفری بوگارت یا آلن دلون رو قبول کردن بعد شروع کردن شکل اونا سیگار کشیدن یا حرف زدن.. اینطور نیست؟

  4. مصطفی گفت :

    سلام
    من البته نمی‌خواهم همه فیلم‌ها و تاثیرات‌شان بر انسان‌ها را نفی کنم ولی باید بگویم به نظر خیلی از روانشناسان، خصوصا آنهایی که روانشناسی را با مبناهای اسلامی محک می‌زنند و می‌خوانند سینما برای علم بشر یک سم است… . حالا شاید چنین تعبیری را در جایی نخوانید، این تعبیر از اعتقاد من سرچشمه می‌گیرد… . البته این را بگویم که من خودم (همانطور که خصوصا شما می‌دانید) اهل سینما هستم و حتی در برهه‌ای از زندگی‌ام مصمم شده‌بودم که تحصیلات کلاسیکش را در دانشکده قم تجربه کنم اما واقعیت این است که اگر می‌بینیم حوزه و به معنای عام قشر مذهبی هم در فکر مقوله سینما هستند… از سر ناچاری است. مثل کودکی که قند برایش ضرر دارد ولی آرام نمی‌شود برای اینکه ساکت شود با یک خوراکی شیرین و کم قند سرگرمش می‌کنند. به تعبیر ما طلبه‌ها دفع افسد به فاسد می‌کنند… .
    اگر بخواهم همه این حرفها را به شکل دیگری هم مطرح کنم باید بگویم که معلوماتی که سینما به خورد ما می‌دهد سمت و سو دارد. یا سمت و سوی سیاسی یا سمت و سوی اجتماعی و حتی سمت و سوی دینی. به هر تقدیر خالی از نگاه مادی و … نیست و این یعنی علم مسموم. نه اینکه به کتاب‌ها و دیگر مقولات علم‌آموز این‌چنین ایرادی وارد نباشد ولی در آنها کمتر است. از طرفی تشخیص اهل و نا اهل در برخی از این دست مقولات مانند کتاب بسیار ساده‌تر است.
    بگذریم که بد گردابی است بحث درباره سینما. همانند بسیاری از مقوله‌های فرهنگی دیگر که اختلاف مبنا در آنها بسیار است و در نتیجه اختلاف نتیجه و رای بسیار متفاوت.
    آنچه مسلم است سینما هم تحت هر شرایطی و با هر ساز و کاری تا وقتی قابل قبول و تحمل است که در چهارچوب دین باشد… .
    باید منتظِر منتظَر بود تا او چه بپسندد… .
    یا علی و التماس دعا

نظر بدهید