شاهنامه آخرش خوش(مزه) است!
نویسنده: حامد
رخش، گاريكشي میکند
رستم كنار پيادهرو سيگار ميفروشد
سهراب، ته جوب به خود ميپيچد
گردآفريد، از خانه زده بيرون
مردان خياباني، براي تهمينه بوق ميزنند
ابوالقاسم، براي شبكه سه
سريال جنگي ميسازد
-واي …
موريانهها به آخر شاهنامه رسيدهاند!!
شاعر: اکبر اکسیر
مرداد ۲م, ۱۳۸۶ در ۶:۲۸ ق.ظ
و موريانهها به هيچ چيز رحم نمي كنند…
خيلي قشنگ بود
مرداد ۲م, ۱۳۸۶ در ۷:۳۵ ق.ظ
lميشه بپرسم منظورتون چيه؟!؟!خوشحالم كه خبر كرديد كه كجا هستيد.