آن که قدرت دارد، آن که زبان دارد

نویسنده: حامد

یکی قدرت دارد،‌ یکی زبان دارد. آن که قدرت دارد کارش را انجام می‌دهد و آن که زبان دارد از کار انجام شده شکایت و ناله می‌کند. شخص سومی هم این وسط هست که ناظر ماجرا است. این شخص سوم اگر طرف‌دار آن‌هایی باشد که زبان دارند و اعتراض می‌کنند که تکلیفش مشخص است؛ اعتراض می‌کند و با معترضین، هم‌داد و هم‌ناله می‌شود. می‌ماند آن کسی که فکر می‌کند انجام این کار توسط آقای صاحب قدرت، دلیلی داشته است. انتظار دارد توضیح قانع‌کننده‌ای، حرف پدر و مادر داری، یا حداقل خبر کامل و جامعی بشنود. حالا اگر نشنود چه می‌شود؟

 

از دو حالت خارج نیست: یا این است که با گروه معترضین هم‌نظر می‌شود و باورش می‌شود آن که قدرت داشته به خاطر حفظ منافع خودش آن کار را کرده است. یا این که معتقد می‌شود آن که قدرت داشته، او را … فرض کرده است و اصطلاحا لزومی ندیده است که در مورد کارش توضیحی بدهد. این‌جور وقت‌ها آدم حس ناجوری دارد.

بحثم اصلا مسائل اخلاقی و این‌ها هم نیست. آد م اگر کمی سعی کند حرفه‌ای به مسائل نگاه کند و به قدرت موقتی که در دست دارد دل‌خوش نباشد، عمل‌کردی غیر از این خواهد داشت. به راحتی می‌توان پیش‌بینی کرد که چند روز آینده اگر اطلاع‌رسانی به همین منوال باشد، باد در جهت مخالف وزیدن خواهد گرفت.

۲ نظر درباره “آن که قدرت دارد، آن که زبان دارد” داده شده است.

  1. بی نشان گفت :

    سلام
    بالاخره منم اومدم! چندین روز بود که حسابی از دنیای نت دور افتاده بودم…
    میگم… متن عجیبی برای ابراز یه احساس ناجور بود نه؟
    یا علی

  2. محمد گفت :

    بحث در مورد آدمای قوی بود نمیدونم چی شد که این یکی به من افتاد میحوام یه سوال بپرسم اگه یه روزی نه قدرتی موند و نه قویی اونوقت دیگه یه چنین یک و دوهایی معنی دارن ؟ حتما اونوقت بازار زبون خیلی داغه ها ؟ اونی که قدرت داره جواب نمیده جواب هیچکسو ای نفر سوم برو یه فکری به حال خودت بکن که ول معطلی !یه راه داری پسر دنبال گروه دوم راه بیفت و مطمئن باش سود کردی اونی که تو این معامله ضرر میکنه اونیهکه فقط فکر میکنه قویه! تو راحت باش زندگیتو بکن اونم اگه واقعا قوی باشه یه فکری به حال خودش میکنه

نظر بدهید