روز خبرنگار
نویسنده: حامدامروز روز خبرنگار بود. وقتی کلمه خبرنگار را میشنوید چه تصویری در ذهنتان نقش میبندد؟ اختلاف این ذهنیتها همیشه برایم از جالبترین موضوعات بوده است. بعضی با شنیدن خبرنگار به یاد افرادی میافتند که با مشقت و سختی در مکانهای مختلف حاضر میشوند، ریسک میکنند، و حتی گاهی جان خود را به خاطر میاندازند تا خبری را منتقل کنند یا مثلا مظلومیت شخص یا ملتی را به گوش مردم دنیا برسانند؛ شاید در ذهن بعضی، خبرنگارهایی که در طول جنگ عراق یا جنگ ۳۳ روزه لبنان نزدیک خطر میشدند و کار میکردند به یاد بیایند. ولی جور دیگری هم میشود تصور کرد. اگر مدت کوتاهی مسئولیت خاصی داشته باشید و برخورد خبرنگارها را با خودتان ببینید ممکن است نظر دیگری در مورد خبرنگارها پیدا کنید؛ ممکن است از آن به بعد این طور فکر کنید که خبرنگارها کسانی هستند که مهمترین هدفشان بالا رفتن آمار دیده شدن خبرشان است و این که خبرشان، خبر اول رسانهها باشد و همه را به تکاپو بیندازد. ممکن است تلاش ناجوانمردانهی خبرنگاری را ببینید که سعی میکند حرفهایی را که دوست دارد از زبان شما بیرون بکشد یا از حرفهای شما تکهای را بگیرد و آن را به عنوان تیتر صفحهی یک روزنامهی فردا برای سردبیرش سوغات ببرد، کسی که حرفهای شما را تحریف میکند، بخشی از آنها را میگیرد و بخشی را حذف میکند و در آخر هر جور که دلش خواست واقعیت را گزارش میکند؛ حتی اگر با حقیقت تطابق نداشته باشد.
خبرنگاری مانند راه رفتن بر لبهی تیغ است. وقتی فهم مردم دنیا از یک واقعیت و رویداد، به خبر من خبرنگار بستگی دارد چهقدر سخت است که پیامبری راستگو و با اخلاق باشم. همانطور که خبرها را خبرنگارها به گوش مردم میرسانند، شایعات را هم همانها میتوانند ایجاد کنند؛ چون صدای خبرنگارهاست که همهجا و در همهی رسانهها شنیده میشود. خبرنگاری شغل سختی است. روز خبرنگار را به همهی خبرنگارهای راستگو تبریک عرض میکنم.
مرداد ۱۸م, ۱۳۸۶ در ۲:۱۰ ق.ظ
حق با توئه.تا به حال به این دقیقی فکر نکرده بودم ..راستی ها….
منتظر نوشته های بعدی می مونم….
موفق باشی..
مرداد ۲۰م, ۱۳۸۶ در ۲:۳۳ ب.ظ
سلام به هر پنج تا تون . درباره ي نويسنده هاي وبلاگ رو خوندم .
راستش برام جالبه كه بر و بچه هاي حوزه هم وبلاگ بنويسند . خدا قوت !
وبلاگ كلرجي من رو خوندم آقا ي حامد . آدم جالبي به نظر مي رسي . در مورد وبلاگ باهات موافقم با اون چيزهايي كه تو اون پست يكي مونده به آخر نوشتي . ( تقريبا همون آخري ميشه ديگه )
و شما آقاي حسن ، خيلي خوبه كه در مورد شخصيت خودت فوكوس مي كني . خوب همون خود شناسي و … خدا … ! نه ؟
آقاي مصطفي شما هم كه ديگه لباستون رسميه و…. ما تسليم !!! عرضي نيست ! معلومه باحاليد ! از اون خسته كننده ها نيستي ! كلا اكتيو به نظر مي آييد.
اي ول علي آقا ! من هم عكاسي رو خيلي دوست دارم .موفق باشيد .
آقاي سيد احمد گفتي تاثير گذاري ، داغ دل ما رو تازه كردي . آقا ما يه بار خواستيم تاثير مثبت رو يه آدم بذاريم ، اما يه بلايي سرمون اومد كه ديگه من يكي هيچوقت به سرم نمي زنه تاثير بذارم . البته شما كه مسيرتون اين شكليه . بايد تاثير بذاريد . اميدوارم كه موفق باشيد .
يه وقتهايي هم به ما سر بزنيد . ما انتقاد پذيريم . مثلا اگه خواستيد تاثيري چيزي داشته باشيد ما در خدمتيم !
راستي روز خبرنگار هم مبارك . مخصوصاً آقاي مصطفي كه ديگه خبرنگار واقعيه .
يه چيزي هم بگم : امروز مبعثه . تبريكات فراوان !
مرداد ۲۰م, ۱۳۸۶ در ۲:۳۶ ب.ظ
راستي اگه حرم رفتين و دعا نكردين مديونيد .: D
من شديداً به دعا احتياج دارم .
من باز هم مي آم هاااا .
اصلا لينكتون مي كنم.
تاااااااااازه مجبوريد به سوالات من هم جواب بدين . هر چند آقا حامد تو اون يكي وبلاگش گفته كه تو وب مي خواين شخصي باشين و از اين حرفا و ….
ولي به هرحال ما جواب مي خوايم .
من پرحرف نيستم هااااااااااا !
مرداد ۲۵م, ۱۳۸۶ در ۸:۵۸ ب.ظ
پیامبر کسیه که همه بهش اطمینان دارن اما دیگه امروز کی به یه خبرنگار اطمینون می کنه؟