هنر در متن
نویسنده: حامداولین بار که خانههای خیابان نواب را دیدم حس ناجوری بهام دست داد. برایم دردناک بود که به خاطر زیادی جمعیت یا شاید به خاطر این که توانایی خرید مردم
محدود است یا به هر دلیل دیگری که من نمیدانم، مردم باید در قوطی کبریتهایی با پنجرههای بدون نور و سر و صداهای ناخوشایند یک خیابان پرتردد زندگی کنند. استاد فلسفههنرمان، آقای موسوی سر کلاس میگفت معمولا آدمها وقتی به سراغ هنر میروند که شکمشان سیر باشد. یعنی این که هنر چیزی است خارج از زندگی روزمره مردم، که فقط بعد از فارغ شدن از نیازهای اولیه زندگی میشود به آن فکر کرد.
هفته گذشته مسافرت بودم. شهری که ترکیبی از معماری قدیمی و سنتی کهن، و بناهای مدرن و کاملا اروپایی بود. تنوع رنگی در ساختمانها و خانههای مدرن و خیابانها و کوچههای تازه ساخته شده از یک طرف و شکوه و عظمت ساختمانهای قدیمی مثل مساجد و کلیساهای قدیمی، تصاویری بودند که برای همیشه در ذهنم باقی خواهند ماند. میشود این طور ادعا کرد که بعضی ملتها و فرهنگها، هنر را به عنوان عنصری لازم در زندگی روزمرهی خود پذیرفتهاند؛ حتی در انتخاب ظاهر یک پمپبنزین یا چراغهای راهنمایی که سر چهارراهها قرار دارند. خیلی دلم میخواهد هنر را برای خودم در متن زندگی قرار دهم، نه در حاشیه.
مرداد ۲۶م, ۱۳۸۶ در ۸:۴۸ ب.ظ
سلام خسته نباشي تنت سالم باشه حجي رسيدنت هم بخير هنر در متن زندگي حرف قشنگي بود
مرداد ۳۰م, ۱۳۸۶ در ۱:۵۲ ق.ظ
هنر توي زندگي هنرمندان اصله..همون طوري كه اسمشو به دوش ميكشن..
هنر مند بمانيد !
شهریور ۸م, ۱۳۸۶ در ۵:۳۳ ب.ظ
در فرهنگ ما نيزهنر علاوه بر جايگاه بلند آن نقش مهمي در رفع نيازهاي روزمره جامعه داشته واصلا خيلي وقتها يك فن وهنر براي پاسخ به نياز روز جامعه ابداع مي شده ولي متاسفانه بين ما واين گذشته درخشان فاصله افتاده وبايد در پر كردن اين فاصله تلاش كرد توجه شما به اين نكته بجا است والبته براي همه جوانان ضروري است.التماس دعا