بایگانی برای ماه شهریور, ۱۳۸۶
۲۸ شهریور ۱۳۸۶
امروز فیلم هیت را برای بار سوم دیدم. حالش را ندارم دربارهی فیلم توضیح کاملی بنویسم فقط زیباترین مشخصهی فیلم برای من این بود که کارگردان از پرداخت هیچ یک از شخصیتهایش غافل نشده بود. میشود گفت که داستان، دو شخصیت اصلی دارد؛ وینسنت هانا (آل پاچینو) و نیل مککالی (روبرتو دنیرو). هر دو شخصیت […]
درباره سینما، هنر | ۵ نظر »
۲۶ شهریور ۱۳۸۶
مدتها بود مادر سفارش میکرد یک میهمانی ترتیب دهم تا دوستانم را ببیند. هر روز به فردا میانداختم تا بالاخره ماه رمضان شد. گفتم افطاری بهانهی خوبی است. امیر هم شب دعوت دارد؛ با همکارهایش در دفتر نشریه سفرهی افطاری مجردی دارند. با دوستش جواد میخواهند اثبات کنند که بدون زنها هم از پس خودشان […]
درباره ادبیات، داستان، هنر | ۱۳ نظر »
۲۴ شهریور ۱۳۸۶
آن سیهدستِ سیهداسِ سیهدل
که تو را
چون گلی با ریشه
از زمین دل من کند و ربود
نیمی از روح مرا با خود بُرد
نشد این خاک به هم ریخته هموار هنوز…
نام شاعرش را قرار است یکی از دوستان شاعرم پیدا کند.
درباره ادبیات، شعر، هنر | ۱۱ نظر »
۲۲ شهریور ۱۳۸۶
یک زمان در اصفهان، موسسهای بود که در مدتی کوتاه به موفقیت نسبتا چشمگیری دست پیدا کرده بود. هم مردم از دستشان راضی بودند و هم آنها سود خوبی به دست آورده بودند و سرمایهی زیادی برای خود فراهم کرده بودند.
از زمانی که آن موسسه خیلی کوچک بود و مکان نداشت و بین خانههای بچهها […]
درباره فرهنگ | ۵ نظر »
۲۱ شهریور ۱۳۸۶
ماه رمضان را دوست دارم و خوشحالم که دوباره دارد ماه رمضان میشود. خاطرات بچگیام از ماه رمضان خیلی شیرین است. همانطور که عید نوروز با خانواده میرفتیم دید و بازدید، ماه رمضان هم همیشه همینطور بود. خالهها و دایی و عمهها را معمولا ماه رمضان میدیدیم. بچهها دور هم جمع بودیم و برای خودمان […]
درباره یادداشت روزانه | ۸ نظر »
۲۰ شهریور ۱۳۸۶
دو تا شخصیت خلق کرده بودم یکی دو روز پیش؛ همدیگر را خیلی دوست داشتند. البته معلوم نبود نسبتشان با هم چیست؛ زن و شوهر بودند آیا، همکار بودند، یا شاید دو غریبه که مدتها همدیگر را میشناختند… نمیدانم. هر چه بودند، این را میدانم که علاقهشان به هم خیلی زیاد بود. ولی این وسط […]
درباره ادبیات، داستان، هنر | ۹ نظر »
۱۷ شهریور ۱۳۸۶
یک رسانه، وقتی به خودش مطمئن باشد، وقتی حرفش قابل درک و قابل قبول باشد ترسی از این ندارد که صدای مخالفش به گوش دیگران برسد. ولی آدمی که حرف درست و درمانی برای گفتن ندارد ترجیح میدهد که سیم بلندگوی مخالفش را قطع کند. (قابل توجه کسانی که دربارهی لینک دادن، باهاشان اختلاف نظر […]
درباره رسانه، وبلاگنویسی | ۱۲ نظر »
۱۴ شهریور ۱۳۸۶
داشتم داستان میخواندم. یک جا بود که شخصیت منفی داستان داشت یک کار بدی انجام میداد؛ یک دفعه نویسنده از دست این یارو عصبانی شد و پرید وسط ماجرا که «خواننده عزیز یک لحظه توجه فرمایید! این آقایی که میبینید داره فلان کار رو میکنه یک آدم ناجور و کثیف و بدیه که نگو و […]
درباره ادبیات، داستان، رسانه، سینما، هنر | ۱۳ نظر »
۱۱ شهریور ۱۳۸۶
خب. چهطور شروع کنم؟
راستش مدتها بود این دغدغه را داشتم که یک سری مسائل بین وبلاگنویسها فراگیر شود؛ چیزهایی که شاید رعایت کردن آنها خیلی ساده باشد ولی از قلمانداختنشان تاثیر منفی زیادی بر یک وبلاگ میگذارد. البته این مسائل، چیزهایی هستند که پیشتر در وبلاگهای حرفهایتر مطرح شده بودند ولی خب بازنشر آنها […]
درباره ادبیات، رسانه، وبلاگنویسی | ۳۲ نظر »
۱۰ شهریور ۱۳۸۶
کلهشق بودم و گفتم دوستم نداری. میدانستم دارد. دلم میخواست بیشتر بگوید. میخواستم بیشتر بشنوم؛ ولی راضی نبودم زجر بکشد. از بیرون شهر آمده بود. کار هر شبش بود که دوازده شب میرفت بیرونشهر. تا صبح توی کوه و بیابان ول بود. این آخریها با خودش مفاتیحالجنان میبرد. آخر کار هم نماز صبحش را توی […]
درباره داستان | ۵ نظر »
۷ شهریور ۱۳۸۶
سر کوچه دود اسپند هوا را پر کرده است. جماعتی دور هم جمعاند و هیاهویی برپاست. نزدیکتر میشوم؛ وسط حلقهی مردهای خندان، دختری سیزدهچهارده ساله، با لباس محلی قرمز میرقصد. مردهای دستمال به دست، دور حلقه میچرخند و دخترک، روسری قرمزش را برداشته است و در هوا تکان میدهد. چند فیلمبردار و عکاس مدام […]
درباره ادبیات، داستان، هنر | ۶ نظر »
۳ شهریور ۱۳۸۶
گاهی اوقات هیچ چیز مثل یک جای ساکت و دنج مثل دفتر خالی یک نشریه به آدم حال نمیدهد؛ مخصوصا اگر یک رمان جدید هم دم دستت باشد که خستگی کار را از تنت بیرون ببرد؛ و مخصوصا تر اگر یک بیوفامیلی با آبجوش دائمی هم باشد که هر بیست صفحه یک بار، یک فنجان […]
درباره ادبیات، داستان، هنر، یادداشت روزانه | ۴ نظر »
۱ شهریور ۱۳۸۶
اگر من جای آقای رئیسجمهور یا وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامیاش بودم…
از این نمیترسیدم که همهی اهل فرهنگ و ادب جامعهام مرا به باد انتقاد بگیرند و هر روز دادشان به هوا باشد که چرا وضع فرهنگ و هنر کشورمان این طور و آن طور است.
اگر من جای آقای رئیس جمهور یا وزیر فرهنگ و […]
درباره ادبیات، هنر | ۶ نظر »