بازی الفبای وبلاگنویسی
نویسنده: حامد
خب. چهطور شروع کنم؟
راستش مدتها بود این دغدغه را داشتم که یک سری مسائل بین وبلاگنویسها فراگیر شود؛ چیزهایی که شاید رعایت کردن آنها خیلی ساده باشد ولی از قلمانداختنشان تاثیر منفی زیادی بر یک وبلاگ میگذارد. البته این مسائل، چیزهایی هستند که پیشتر در وبلاگهای حرفهایتر مطرح شده بودند ولی خب بازنشر آنها و تکمیلشان شاید تلنگری باشد تا دوستان تازهکارتر مثل من، الفبای اولیه وبلاگنویسی را رعایت کنند و تجربههای خودشان را نیز در اختیار دیگران بگذارند تا هر کس به نوبهی خود وبلاگ خودش و دوستانش را ارتقا دهد.
با حسن صحبت کردم. قرار شد که در آخر متنمان، چند نفر را دعوت کنیم تا آنها هم از تجربیات خودشان پنج مورد را در وبلاگشان بنویسند. به نظر میرسد که با همکاری دوستان، مجموعهی ارزشمندی جمعآوری شود.
یکم. الفبای فنی تایپ در کامپیوتر و اینترنت:
همانطور که غذای خوب، با یک سفره و میز زیبا تکمیل میشود، محتوای خوب وبلاگی هم با متن زیبا و شستهرفته تاثیرگذارتر خواهد بود. تایپ صحیح و استفاده از حروف و علائم نگارشی در اینترنت قاعده و قانون خاص خودش را دارد که رعایت آنها، هم به زیبایی ظاهر نوشته کمک میکند، هم باعث میشود خواندن متن راحتتر باشد. البته منظورم ویراستاری تخصصی نیست، بلکه فقط قوانین اولیه تایپ است که باید رعایت شود. مثل این که کجاها فاصله بگذاریم و کجاها فاصله نمیخواهد. توضیح تکمیلی را بعد از «دوم» خواهم داد.
دوم. نیمفاصله:
بعد از تصمیم فرهنگستان زبان فارسی بر جدانویسی بسیاری از واژهها که در گذشته سر هم نوشته میشدند دستور خط زبان فارسی (به نظر من) خیلی زیباتر و خواناتر شد. ولی همین جدانویسی در متون تایپی که توسط ماشین زباننفهمی به نام کامپیوتر نوشته میشوند، گاهی مشکلاتی را به دنبال دارد. خیلیها شاید تجربه کرده باشند که واژههایی مثل «مینویسم» وقتی در پایان سطر قرار میگیرند، گاهی به دو تکه تقسیم میشوند و نصف آنها به سطر بعد منتقل میشود. مشکلات دیگری هم گاهی در خواندن متن به وجود میآید؛ مثل عبارتهای ترکیبی «میهنپرست»، «جهاننما» که هر بخش به تنهایی معنای مستقل دارند و هنگام قرار گرفتن در جمله، سخت خوانده میشوند.
نویسهی «نیمفاصله» بخش عمدهی این مشکلات را حل کرده است. چون وقتی یک واژهی دو بخشی با نیمفاصله نوشته میشود از نظر کامپیوتر، یک واژه محسوب میشود؛ برای همین، دیگر مشکلات جدا افتادن یک جزء پیش نمیآید؛ خوانندهی متن هم، در نگاه اول متوجه ارتباط معنایی این دو جزء میشود.
اینجا روش درج نیمفاصله و توضیحات لازم دیگر را دربارهی علائم نگارشی به طور کامل شرح دادهام که توصیه میکنم حتما مطالعه کنید.
سوم. شیوهنامه نگارشی:
کسی که دست به قلم میبرد و وبلاگنویسی میکند، نمیتواند نسبت به زبان خودش بیتفاوت باشد و اگر نمیتواند حرفهای بنویسد باید دغدغهی حداقلهای زبانش را داشته باشد. با این که زبان وبلاگنویسی، زبانی صمیمی و خودمانی است ولی این به معنای بیقانونی و بیقاعده بودن آن نیست. همانطور که با زبان معیار نوشتن، قانون و قاعده دارد، نوشتن محاورهای هم اسلوب و روش دارد که باید رعایت شود؛ به صورتی که تمام متن یک وبلاگ هماهنگ و منظم باشد. هر وبلاگ باید سعی کند برای وبلاگ خودش شیوهنامهای در نظر بگیرد که همیشه رعایتش کند. این که چه کلمهای سرهم است و چه کلمهای جدا از هم نوشته میشود، این که شیوهی نگارش کلمات غیر فارسی در متن فارسی چگونه است باید برای خود وبلاگنویس مشخص باشد. بالاخره واژهی «حجتالاسلام» را یا باید با «ت» نوشت یا «ة»، ولی این مهم است که در همه جای یک وبلاگ همانطور نوشته شود. یا این که بالاخره متن یک وبلاگ قرار است محاورهای باشد یا معیار. اگر هم از هر دو استفاده میکند، کجاها معیار باشد و کجاها محاورهای؛ من برای رسپنا اینطور مشخص کردهام که در گفتوگوها و نقل قولها از زبان محاورهای استفاده میکنم و بقیهی جاها از زبان معیار. یک شیوهنامهی نگارشی هم به کمک مجید مبینی نوشتهایم که هنوز آماده نشده است؛ ولی به زودی منتشرش میکنم.
چهارم. انتخاب قلم مناسب:
سلیقهی من این طور است و فکر میکنم خیلیهای دیگر هم همین سلیقه را داشته باشند که قلم مناسب برای نوشتن در صفحات وب فارسی، تاهمای اندازه ۲ است (Tahoma size=۲). متنهای کوچک و بزرگتر و قلمهای دیگر، حداقل در متنهای اصلی صفحه ظاهر خوبی ندارند؛ از طرفی، چون این قلم، از معدود قلمهایی است که متعلق به خود سیستم عامل ویندوز است، در همهی کامپیوترها درست نشان داده میشود ولی قلمهای دیگر ممکن است در خیلی از سیستمها نباشد و مخاطب وبلاگ شما چیزی غیر از آنچه شما میبینید را مشاهده کند. با همهی این حرفها اگر کسی از این قلم استفاده نمیکند سعی کند قلم کل وبلاگش یکی باشد و این بار با اندازهی ۲ و فردا با اندازهی ۳ ننویسد. هماهنگی رنگ قلم با رنگ پسزمینه و رنگهای استفاده شده در قالب هم خیلی اهمیت دارد که هنوز خیلیها رعایت نمیکنند.
پنجم. دغدغه زبان مظلوم فارسی:
نمیدانم این را جز الفبای وبلاگنویسی محسوب کنم یا نه. اول خواستم گزینهی پنجم را دربارهی قالب وبلاگ بنویسم که زحمتش باشد گردن دیگر دوستان. در دلم میماند اگر این را نمیگفتم. من خودم اول راهم و خیلی مسلط به این موضوع نیستم ولی حداقل دغدغهاش را در خودم احساس میکنم که با صحیح نوشتن و فارسی نوشتن، قدمی در توسعهی زبان مادریام در اینترنت داشته باشم. خیلی از واژههای غیر فارسی هستند که معادلهای فارسی زیبایی دارند و نیازی به استفاده از واژههای اصلی آنها نیست. برای خودم هم هنوز نهادینه نشده ولی سعی میکنم تا جایی که از زیبایی متن کم نمیشود و لطمهای به فهم عبارت نخورد، از واژههای فارسی استفاده کنم. همین واژهی «واژه»؛ خدایی زیباتر از واژهی «کلمه» نیست؟ هست دیگر. خب شما هم خودتان را عادت دهید که واژههای فارسی زیبایی مثل «پسزمینه» به جای «بکگراند»، «قلم» به جای «فونت»، «وبلاگنویس» به جای «بلاگر» را در نوشتههای خود نهادینه کنید.
خیلی حرف زدم. ببخشید. در پایان از چند نفر از دوستانم دعوت میکنم که پنج تا از الفبای وبلاگنویسی را در وبلاگشان بنویسند. البته این تذکر هم بد نیست که موضوعات دیگری مثل مسائل فنی اولیه، معرفی ابزارهای آنلاین، پینگ، بلاگرولها، مسئله قالب وبلاگ و… هم مسائل مهمی هستند که نوشتنشان خیلی ارزشمند است. زحمتش باشد با دیگران دوستان. جایتان در این بازی خالی است.
به امید وبلاگستانی زیباتر، فارسیتر و مادریتر! جاری باشید….
تا کنون نوشتهاند:
پنجبار بهتر بنویسیم، محمد هادی فضل الله نژاد، تجربهبلاگ، چهاردیواری مجازی، دنیای راهراه، مجازاتگر، اندرزهای مادرانهی من، تجربههای ما برای شما جوانترها!، چاینبات، چهارم شخص مجهول، پنج نکته کمی فنیتر، وبلاگنویسی را از حافظ بیاموزیم!، جزئیات ابلهانه، بولدوزر خانم، پسریخی، غلامعلی مجاهد، خانم ناظم، تجربههای گرانسنگ یک بلاگر جوان!، نظر میدهم پس هستم، پاکدیده، عطر سیب، اندیشه نفر سیزدهم، پسفردا، محبزهرا، وبنوشتههای کمال، عطر گل یاس، شمع کوچک، حرف نو، خیابان مرده، ادامه دارد…
شهریور ۴م, ۱۳۸۶ در ۸:۲۹ ب.ظ
سلام..ميخونم..سالي يه بار ميام اينجا نخونم اجحاف ميشه !
شهریور ۵م, ۱۳۸۶ در ۱:۳۶ ق.ظ
سلام دوست گرامي……
در مورد دو قدم مانده به صبح با هم همعقيده ايم….. نيمفاصله را در همين جمله ي قبل استفاده كردم….. خدا صد در دنيا و يك در آخرت نصيبت كند* !!!!
*خدا بي نهايت در دنيا و بي نهايت در آخرت (اگر صلاح دانست) نثار ات كند…
پاينده و پيروز باشيد…
شهریور ۵م, ۱۳۸۶ در ۸:۳۸ ق.ظ
خب چه طور شروع کنم… اولش یک حسی بهم دست داد.مثل حس مادری که یکهو چشم باز می کند و می بیند برای دخترش - که فکر می کرد هنوز کوچک است خیلی- خواستگار پیدا شده! یک جور شوق از اینکه فکر کنی لابد دست پرورده ات بالغ شده است دیگر…!
ولی راستش من اصولا وبلاگ نویس نیستم که فوت و فنش را هم بلد باشم. حرف شکسته بندی! و این چیزها هم نیست. بل الانسان علی نفسه بصیره! اصلا این همه وبلاگ جا افتاده و پیشکسوت… دست از سر بی کلاه ما بردارید پلیز!
تو رو خدا ضد حال نزنيد. اگه شما حمايت نكنيد ممكنه اصلا اين طرح شكل نگيره. من كلي اميد دارم بهش. شما هم از يادداشت اولتون تابلو بود كه وبلاگنويس تازه كار نيستين. ما يه عمريه وبلاگنويس هستيما! اين چيزا رو راحت ميشه فهميد. اصلا اين كه بعد از نوشتن دو يادداشت، شما رو لينك كردم به همين برميگرده. منتظر شما هستم. جاري باشيد…
شهریور ۵م, ۱۳۸۶ در ۸:۰۳ ب.ظ
سلام از راهنمایی های شما ممنوم.سعی می کنم که عملیشون کنم،تنها مشکلی که فکر می کنم به این سادگیا قابل حل نباشه ،محتوای وبلاگه!داشتم با خودم فکر می کردم که دفتر توسعه باید برای وبلاگ نویسا،کلاس اخلاق بذاره!نظرت چیه؟
شهریور ۵م, ۱۳۸۶ در ۸:۰۶ ب.ظ
سلام عجب!داداش اگه من به سرم بزنه و با دیدی که از شما دارم برم طلبه بشم (اونم تو حوزه ی شما؟)تضمینش می کنی؟راستش طلبه اینجوری ندیدم!بازم همینجا بگو!لطفا!
حامد:
سلام آخه من که شما رو نمیشناسم، شرایطتون رو هم نمیدونم. طلبهای نسخهای نیست که بشه برای همه یه جور پیچید. من میتونم دربارهی طلبهگی برای شما بگم، ولی این که شما بیاین یا نیاین چیزی نیست که من بتونم تعیین کنم؛ باید خودتون تصمیم بگیرین. جاری باشید…
شهریور ۶م, ۱۳۸۶ در ۳:۱۸ ب.ظ
سلام راستش رو بخوای من تو دانشگاه و حوزه رفتن گیرم!(همه ی استادام می گن برو دانشگاه و …ولی…بگذریم.)ببین می تونی برام از طلبگی بگی ؟از اینکه چه دنیاییه و چه مسئولیتایی داره و فرقش با دانشگاه چیه؟بازم همین جا.مشکل من یکی تنها که نیست!بذار همه بدونن!خیلی خسته شدم(می ترسم انگیزمو از دست بدم گرچه تقریبا دادمش رفته!)
برام خیلی دعا کن.
شهریور ۶م, ۱۳۸۶ در ۶:۴۸ ب.ظ
به حسنم گفتم به شما هم ميگم..وبلاگ نويسي قانون قوانين نداره..شخصا اصلا واسم هيچي مهم نيست جز متن…بايد از نويسنده راضي باشيد نه نحوه نگارش….هر چند كه پرانتزامو به خاطر شما حذف كردم:دي
شهریور ۶م, ۱۳۸۶ در ۱۰:۰۲ ب.ظ
منم مدتها بود میخواستم مشابه این نکات را بنویسم اما در حیطه کاری خودم . خیلی عالی بود و استفاده بردم . هر وقت « نیم فاصله» می شنوم یاد شما می افتم و برای چندین وبلاگ نویس هم توصیه تون رو در این زمینه گفتم . چه کنم که ورد ما نیم فاصله نداره و توی پارسی بلاگ هم تایپ نمی کنم اما نکته ای که در مورد کاما فرموده بودید رو دیگه سعی می کنم رعایت کنم . زنده باشید و قلمتون مستدام
شهریور ۶م, ۱۳۸۶ در ۱۰:۳۰ ب.ظ
ميخواستم سلام كنم ولي گفتم ولش كن. ببين حامد وبلاگ نويسي يك الفبا بيشتر نداره و اون هم الفباي دله “هر سخن كز دل برايد لاجرم بر دل نشيند ” اينقدر دنبال قلم و نگارش و ظاهر كار نباش. اميد وارم آقا، جاني دوباره بهت بده . راستي حسين و روح الله بابا شدن اولي پسره دومي هم دختره
شهریور ۷م, ۱۳۸۶ در ۲:۴۰ ق.ظ
سلام
این که ۵ نفر را دعوت می کنید، شد یلدا بازی که!
زی
آزاد و پایدار باد ایران و ایرانی
شهریور ۱۱م, ۱۳۸۶ در ۶:۴۵ ب.ظ
اوه ! ممنون كه خبر داديد . اين پست رو قبلا خونده بودم ولي جزئيات ابلهانه رو الان مي بينم.
اوكي . حتماً . مرسي از دعوتتون.
شهریور ۱۱م, ۱۳۸۶ در ۹:۳۹ ب.ظ
سلام… دست شما درد نکند که بانی خیر شدید. البته با این اتفاق ناگواری که تازه افتاده، دل و دماغ نوشتن به طور کلی از بین رفته… علیای حال ما هم یک طوری به سیکل شما دعوت شدیم و حتماً خواهیم نوشت… آشنایی با وبلاگتان را به فال نیک میگیرم و برایتان آرزوی موفقیت میکنم
حامد:
سلام. تشکر از لطف شما. من هم از دوستی با شما خوشوقتم. جاری باشید…
شهریور ۱۲م, ۱۳۸۶ در ۷:۲۶ ق.ظ
نیمفاصله در ویندوز ِ ویستا چیه؟
حامد:
والا من ویندوز ویستا کار نکردم. از بچهها میپرسم.
جاری باشید…
شهریور ۱۲م, ۱۳۸۶ در ۷:۲۴ ب.ظ
سلام. حقیقتش مدتی پیش ایمیلی با نام حامد آقا و عنوان الفبای وبلاگنویسی دریافت کردم که دور از جان به خیال اینکه یکی از هرزنامههاست حذفش کردم. القصه. سعی میکنم پس از رسیدن به خانه لطفتان را بیپاسخ نگذارم هرچند اگر الفبایش را بلد بودم شایستهتر بود خودم بهکار بندم. علیایحال برای اینکه حضورم بیثمر نباشد به آقا هادی عرض میکنم که عجالتا برای نیمفاصله در ویستا میتوانند از ctrl+shift+۲ استفاده کنند تا وقتی که راه سادهتری پیدا شود.
حامد:
از این که هیچ جوابی ندادید متوجه شدم که باید مشکلی پیش آمده باشد و الا از ادبیات شما بعید می نمود که به نامهام جواب ندهید. در هر صورت از این که شما هم جوابم را پاسخ گفتید خیلی ممنونم؛ همینطور به خاطر راهنمایی کردن دوست قبلی که کامنت گذاشته بود.
جاری باشید…
شهریور ۱۲م, ۱۳۸۶ در ۸:۵۳ ب.ظ
سلام
آقا ما شروع كرديم.
يا علي مدد است
شهریور ۱۳م, ۱۳۸۶ در ۱۲:۱۶ ق.ظ
سلام: انقدر تو این پنج موردتون مطلب یاد گرفتیم که خوب حیفم میاد که صفحه رو نگه ندارم . شاید باز لازم بشه بهش رجوع کنیم.
اقلا یه چی هم میذاشتین برا ما مبتدیا که دعوت شدیم به این بازی تا ما هم بنویسیم.
راستی یه مورد رو من اینجا اضافه بکنم؟؟
بد نیست که بلاگرای محترم هر جا میرن( منظور هر وبلاگه) آدرس خودشون رو درست بذارن.( محض اطلاع بگم که آدرستون رو درست ننوشته بودین).
آخ آخ تصحیح میگردد( کلمه زیبای وبلاگ نویس به جای کلمه بلاگر).
موفق باشین.
حامد:
سلام. اختیار دارید. شما که خودتون وبلاگنویس با سابقهای هستید. منتظر یادداشت شما هستم.
جاری باشید…
شهریور ۱۳م, ۱۳۸۶ در ۲:۰۵ ق.ظ
سلام
بعد از اينكه كليه مطالب جمع آوري شد. همه را در يك فايل وورد يا پي دي اف قرار بدين تا همه بتونن ازش استفاده كنن.
يا علي مدد است
حامد:
سلام. فکر خوبیه. ممنون. جاری باشی…
شهریور ۱۳م, ۱۳۸۶ در ۵:۲۰ ق.ظ
توصيه هاي خوب و مفيدي بود.
… با واژه قلم به جاي فونت موافق نيستم…
موفق باشيد.
حامد:
سلام. اگه واژهی بهتری سراغ دارید بگید.
جاری باشید…
شهریور ۱۵م, ۱۳۸۶ در ۹:۱۰ ق.ظ
واقعاَ پست خوب و بازی بینظیری است. حمایت میکنیــم!
http://nafisehinstanford.blogfa.com/post-۲۵۹.aspx
حامد:
از حمایت شما ممنونیم. لینکتون رو میذارم توی یادداشت الفبا.
جاری باشید…
شهریور ۱۵م, ۱۳۸۶ در ۷:۳۵ ب.ظ
بینهایت ممنون. من خیلی دوست داشتم نیمفاصله رو رعایت کنم و الان به لطف شما میتونم! فقط یه مشکلی رو هنوز دارم. نقطه و علایم دستوری آخر جمله، اگر بعدش چیزی نوشته نشه، میره اول خط!
حامد:
اگه بین نقطه و همینطور علائم دستوری، با کلمه قبلشون فاصله نندازین این مشکلتون حل میشه. جاری باشید…
شهریور ۱۵م, ۱۳۸۶ در ۹:۰۹ ب.ظ
سلام
دستتون درد نكنه. نهضت خوبي شروع كردين. الهي كه هر چي بلاگره شاد باشه و خوشحال و وبنويس
بازم ممنون
حامد:
سلام. به رسپنا خوش اومدین. اولین باره اومدین مثل این که. خوشحال شدم و ممنون. جاری باشید…
شهریور ۱۶م, ۱۳۸۶ در ۸:۲۷ ق.ظ
سلام ؛ فرا رسیدن ماه رمضان را تبریک میگویم. پیگیری گفتمان عدالت خواهی در ساحت انتظار موعود و تلاش در جهت آماده ساختن جامعه جهت حرکت به سمت تولید علم و در یک کلام حرکت به سمت افقهای مورد نظر رهبری انقلاب وظیفه اصلی و فرعی ماست.
شاید این جمعه بیاید شاید…
التماس دعا
حامد:
سلام. این آخرین باری ست که کامنت کپی شده شما را تایید می کنم. جاری باشید…
شهریور ۱۸م, ۱۳۸۶ در ۵:۳۴ ق.ظ
سلام
واقعاً كلاس خوبي بود
راستي كي زنگ خورد متوجه نشدم؟
يا علي
شهریور ۱۹م, ۱۳۸۶ در ۴:۳۶ ب.ظ
ممنون از زحمات و تلاشهای ارزشمندتان
حامد:
وظیفه بود. جاری باشید…
شهریور ۲۰م, ۱۳۸۶ در ۳:۳۵ ب.ظ
سلام خدمت آقا حامد و ساير اهالي رسپنا. شرمنده شما شدم كه اي ميل را دير ديدم اما راستش همانطور كه در وبلاگ نوشته ام دغدغه ي شما دغدغه من نيز هست. دغدغه اي كاملا به جا و فراگير. انشاا… سر صبر در اين روزهاي فارغ از شلوغي خواهم نوشت. زنده باشيد و دستتان درست.
حامد:
سلام. دشمنتان شرمنده باشد. منتظر نوشتهی شما خواهیم ماند. جاری باشید…
شهریور ۲۰م, ۱۳۸۶ در ۱۱:۵۰ ب.ظ
سلام .
اين رو هم لينك بدهيد لطفاً :
http://punish.wordpress.com/۲۰۰۷/۰۹/۱۰/۵point_fot_bloggers/
حامد:
چشم حتما. ممنون. جاری باشید…
شهریور ۲۲م, ۱۳۸۶ در ۲:۵۶ ق.ظ
پس شما این بازی رو راه انداختید!
به این میگن خلاقیت! عالی بود!
یه نکته به ذهنم اومد: شما بحث را با عنوان الفبای وبلاگنویسی شروع کردید ولی بحث خودبهخود کشیده شده به تجربیات وبلاگنویسی یعنی به درد حرفهایها هم میخوره.
شهریور ۲۲م, ۱۳۸۶ در ۴:۳۲ ق.ظ
بله این خیلی خوب است که یک چیز خوب در بین همه جریان پیدا کند و در این فعالیت چیز هایی به وجود می آید که همه نیاز دارند
موفق باشید
شهریور ۲۵م, ۱۳۸۶ در ۱۰:۳۱ ق.ظ
.سلام دوست عزیز
من یه غریبه م: کسی که همه کاراش غریبن… چن وقتی حرف زدم…اما اخیرا حس کردم نیاز به شنیدن دارم… سکوت کردم… هنوز هم روزه م رو نشکسته م… منتظرم …نمیدونم منتظر چی… اما …
بماند… از لینک دوستام این بلاگو دیدم حرفاش به دلم نشست. آدرس بلاگو با اجازه تون گذاشتم رو favorite
رایانه م. وقتی برگردم به بلاگم میخوام لینکتون کنم البته اگه اجازه بدید.
ببخش زیاد حرف زدم.
یا حق
حامد:
سلام. از لطف شما ممنون. جاری باشید…
شهریور ۲۵م, ۱۳۸۶ در ۳:۱۷ ب.ظ
سلام
من هم تو طرحتون شرکت کردم
نکات ۱ و ۵ و ۶ و ۸ هم به درد شما می خوره ( چشمک )
نقطه
مهر ۱م, ۱۳۸۶ در ۵:۲۲ ق.ظ
سلام
من هم آمدم!
ميزگرد نهضت آموضش وبلاگ نويسي (۲)
http://gam.parsiblog.com/۲۹۳۹۹۱.htm
آبان ۲۸م, ۱۳۸۶ در ۷:۵۹ ق.ظ
سلام آقا حامد
خوشحالم از این كه می بینم دوستی بلاگری چون شما تجربیاتش رو در اختیار دیگر علاقهمندان به بلاگری میذاری. امیدوارم موفق باشی