خواننده عزیز یک لحظه توجه فرمایید!
نویسنده: حامدداشتم داستان میخواندم. یک جا بود که شخصیت منفی داستان داشت یک کار بدی انجام میداد؛ یک دفعه نویسنده از دست این یارو عصبانی شد و پرید وسط ماجرا که «خواننده عزیز یک لحظه توجه فرمایید! این آقایی که میبینید داره فلان کار رو میکنه یک آدم ناجور و کثیف و بدیه که نگو و نپرس. تازه کجاش رو دیدی؟ این یارو…». اعصاب آدم را به هم میریزند این نویسندهها! یکی نیست بگوید خب مرد حسابی خودم میفهمم این چه آدم بدی است؛ تو دیگر نمیخواهد برایم توضیح دهی. آدم به عنوان یک مخاطب، احساس میکند که به شعورش توهین شده است!
مشکلم با خیلی از فیلم و سریالهای آقای صدا و سیما همین است که وقتی یک چیز خوب را نشان میدهد، طاقت نمیآورد که چند کلامی در مدح آن از زبان بازیگرش نگوید. یا اگر یک شخصیت بد را نشان میدهد بالاخره یک جایی سوتی میدهد و در قالب پیام علنی فیلم توضیح میدهد که «بیننده گرامی! همانطور که مستحضر هستید این شخصیت، خیلی بد است پس مواظب باشید مثل او نشوید.» لایههای زیرین آثار هنری معمولا در کارهای این چنینی نابود میشود. خیلی چیزهای دیگر هم نابود میشود البته!
شهریور ۱۴م, ۱۳۸۶ در ۳:۳۰ ب.ظ
دقیقا. تایید میکنم.
صداوسیما!
مخصوصا درباره آقای
شهریور ۱۴م, ۱۳۸۶ در ۱۰:۲۹ ب.ظ
سلام
اشاره ظریفی بود، جالب اینکه این روحیه در بین بعضی وبلاگ نویسها نیز وجود دارد.
راستی از آن تیکه آقای صدا و سیمایت هم خوشمان آمد. به نظرمان رسید که از روی دست ما رونوشت برداشته اید! یاد آن روزهایی افتادم که به آقای رسانه های دیجیتال گیر می دادم.
پی نوشت: نیم فاصله نویسی تحت هیچ شرایطی موجود نبود… . ماییم و سیستم حاج آقا یا حق و … .
حامد:
سلام. اون اوایل فکر میکردم شما به این راحتیها نیمفاصله بنویس، نمیشی ولی حالا که آخرین یادداشت وبلاگت رو خوندم انصافا حال کردم. به جمع هواداران نیمفاصله خوش آمدی.
جاری باشی…
شهریور ۱۵م, ۱۳۸۶ در ۱۰:۳۱ ق.ظ
سلام…هرچند من فكر ميكنم اوني كه توي داستانه بود ،احتمالا يكي از شيوه ها ي نويسندگي باشه(شايد البته) اما واقعا حرفتون درسته….بخصوص در مورد همين جناب صدا و سيما
اونهام البته گاهي نميدونم چشون ميشه آثار خوبي توليد مي كنن ولي مثل سوزنه تو انبار كاه اثري كه نخواد پيامش رو مستقيم انتقال بده و برا مخاطب و فكرش ارزش قائل بشه
شهریور ۱۵م, ۱۳۸۶ در ۱۰:۵۷ ق.ظ
بازم سلام….با اجازه من لينكتون رو ميگذارم…بخصوص دوستان مشتركي مثل چاي نبات داريم.
شهریور ۱۵م, ۱۳۸۶ در ۱۱:۱۸ ق.ظ
سلام. من هم تاييد مي كنم … ولي به نظر من اين نويسنده خواسته كه مثلا يه ضد حالي بزنه(نيشخند) من هم تاييد مي كنم مخصوصا درباره اقاي اجرايي و صداوسيما.
شهریور ۱۵م, ۱۳۸۶ در ۱۱:۵۱ ق.ظ
سلام :
دو پهلو نبود؟؟؟ فقط منظور آقای صدا و سیما بود؟؟ فکر کنم این مطلب در مورد بعضی نوشته ها هم هست.البته منظورم نوشته های وبلاگیه.
در کل منم حرف آقای اجرایی رو که دقیقا تایید میکنن ، منم حرف ایشون رو دقیقا تایید میکنم.فقط نمیدونم اون آدمکه رو از کجا آوردن که من پیداش نمیکنم.
حامد:
سلام. حروف معادل آدمکها توی یاهو مسنجر رو اگه بزنین اینجا نمایش داده میشه مثلا دو نقطه دی. جاری باشید…
شهریور ۱۵م, ۱۳۸۶ در ۱۲:۳۷ ب.ظ
واقعا !
کلا از اثر هنری که به مخاطب اجازه فکر کردن نمیده بیزارم.
شهریور ۱۵م, ۱۳۸۶ در ۹:۳۲ ب.ظ
توجه حق مسلم ماست
حامد:
روی این حساب، حکما اون نویسندههایی که این طوری داستان مینویسند کمبود محبت دارند! جاری باشید…
شهریور ۱۶م, ۱۳۸۶ در ۱۱:۵۷ ب.ظ
سلام آقا حامد.خوبين ؟ شد شما و اون…….آقا! براي يكبار هم كه شده از چيزي انتقاد نكنيد؟خصوصا در مورد آقاي صدا و سيما! عجب گيري مي دين شماها .ضمنا اين رسپينا تمام عيار شده ها
خوشمان آمد….موفق و منصور و پيروز و سالم و هميشه ج……ا…..ر….ي باشيد.
شهریور ۱۷م, ۱۳۸۶ در ۱۰:۲۵ ق.ظ
سلام
من هم در بازی وبلاگی تون شرکت کردم.
حامد:
سلام. کار خوبی کردید. حتما لینکتون رو اضافه میکنم.
جاری باشید…
شهریور ۱۷م, ۱۳۸۶ در ۱۰:۳۸ ق.ظ
سلام
۱-از اينكه بي ربط كامنت ميگذارم عذرخواهي ميكنم… .
۲-ياد و خاطره آنروزها كه به من نيمفاصلهگذاري هم(!)ياد ميداديد به خير… حيف كه صياد…
۳-از اينكه هر از گاهي به ماهنوشت(!) ما سر ميزنيد و با نظرات احيانا نيشدار خود باعث دلگرمي ما ميشويد سپاسگذارم.
۴- نفسهاي آخرم را در قم ميكشم، بهتر است بگويم عمر قم نشيني ما به سر آمده است! عمري بود و توفيقي، به رسم ادب حتما خدمت ميرسيم.
يا عالي و يا علي. خدا نگهدار و التماس دعا
حامد:
سلام. ما کلا مخلص شما هستیم. نظرات نیشدار ما هم شوخیای بیش نیست. دوستتان داریم. جاری باشید…
شهریور ۱۷م, ۱۳۸۶ در ۱۱:۵۵ ق.ظ
باید یه جور مردم بیکارو مشغول کنن!
قصد بی ادبی نداشتم.اینم یه جور نظره.
شهریور ۱۷م, ۱۳۸۶ در ۱۲:۱۷ ب.ظ
سلام
میبینم که یه کم اینجا شلوغ پلوغ شده.. خوبه.. خوشحالیم
حرف حسابتون هم که جواب نداره.. فقط ما نفهمیدیم این قضیه آقای صدا و سیما چیه… چون به نظر من اتفاقا همچین مشکلی تو سینما خیلی بیشتر هست.. نگاه کنید به فیلمهای مدعی ای مثل دستهای آلوده.. کما… سربازهای جمعه و خیلییییییییی فیلمهای دیگه…
موفق باشید
حامد:
سلام. دربارهی فیلمهایی مثل سربازهای جمعه که دیگه نمیشه اصلا حرف زد. فیلمهای شعاری که همه چیز رو اغراق شده بیان میکنن. در هر صورت جاری باشید…