حق با همه است؟ همه دوست دارند خوب باشند!

نویسنده: حامد

امروز فیلم هیت را برای بار سوم دیدم. حالش را ندارم درباره‌ی فیلم توضیح کاملی بنویسم فقط زیباترین مشخصه‌ی فیلم برای من این بود که کارگردان از پرداخت هیچ یک از شخصیت‌هایش غافل نشده بود. می‌شود گفت که داستان، دو شخصیت اصلی دارد؛ وینسنت هانا (آل ‌پاچینو) و نیل مک‌کالی (روبرتو دنیرو). هر دو شخصیت آن قدر در سیر حوادث قرار می‌گیرند و مخاطب را با تعلیق در انتخاب مواجه می‌کنند که کاملا پخته می‌شوند و به دو شخصیت پیچیده و غیر قابل پیش‌بینی تبدیل می‌شوند. یکی پلیس است و دنبال برقراری صلح و آرامش، دیگری مجرم حرفه‌ای است و دنبال به دست آوردن پول و قدرت ولی با این حال نمی‌شود به راحتی بین آن‌ها قضاوت کرد. حتی نمی‌شود مشخص کرد که بالاخره کدام‌شان نقش اول فیلم هستند و اگر کمی دقیق‌تر نگاه کنیم اصلا نمی‌شود شخصیت‌های فیلم را تقسیم کرد به خوب‌ها و بدها؛ همه‌ی شخصیت‌ها برای کارهایی که می‌کنند دلیل دارند؛ دلایلی که به اندازه کافی قوی هستند و مخاطب نمی‌تواند به راحتی آن‌ها را رد کند. حتی شخصیت‌های فرعی داستان هم برای خود زندگی مستقل دارند، زن و بچه‌ و خانواده دارند و هر کدام درگیر مشکلاتی هستند که آن‌ها را به انجام چنین‌ کارهایی وا می‌دارد. من و شمایی که فیلم را می‌بینیم نمی‌توانیم بگوییم چه آدم‌های بدی که سرقت می‌کنند و آدم می‌کشند و دنبال کار خلافند. باور پذیری فیلم، آدم را به وضعیتی می‌کشاند که حتی می‌تواند خود را جای شخصیت‌های منفی داستان بگذارد و احساس کند که من هم شاید اگر جای او بودم همین کار را می‌کردم. زیبایی فیلم به این است که وقتی آدم فیلم را می‌بیند نمی‌تواند مثل موقع دیدن فیلم ارباب حلقه‌ها در دلش دعا کند که خدایا خوب‌ها پیروز شوند و بدها شکست بخورند.

۵ نظر درباره “حق با همه است؟ همه دوست دارند خوب باشند!” داده شده است.

  1. وهم سبز گفت :

    فکر می‌کنم این ما ایرانی‌ها هستیم که دوست داریم دنیا رو به دو قطب خوب و بد تقسیم کنیم. آدم‌ها برای ما یا خوب، پاک و فرشته خو هستند، یا بد و پلید و شیطان‌صفت. این‌جوری دیگه لازم نیست زحمت فکر کردن و تجزیه و تحلیل رو به خودمون بدیم.

  2. محمد علی گفت :

    سلام
    صحبت‌های آن شبمان درباره افراد و وقایع و وبلاگ ! بر مبنای همین برداشتی بود که از هیت داشتی ؟
    حامد:
    سلام. شاید. ولی کاش دیگران هم همین طوری بودند. خیلی‌ها به قضایا این طوری نگاه نمی‌کنن.
    جاری باشید…

  3. پویا پرتو گفت :

    سلام حامد جان
    دعوتت کرده ام به یک بازی جدید. چیز بدی نیست. اگه خواستی بنویس.
    حامد:
    سلام آقا پویا. بازی قشنگیه. ببینم چی می شه. سعی می کنم بنویسم. جاری باشی…

  4. گمشده گفت :

    خوب خوشم اومد تشخیصت کاملا درسته این فیلمها در فضای پست مدرن ساخته می شه که یه نوع نسبیت در نظریه ها وجود داره حتی دزد هم نمی تونه مطلق بد باشه باید به کانتکس نگاه کرد تا بتونیم در مورد چیزی قضاوت کنیم …. بعدش اگه اومدم قم باید حجرم دعوتت کنم…
    حامد:
    خوشحال می شم. جاری باشی…

  5. محمد علی گفت :

    خوب آخر اینجوری نگاه کردن با زندگی خیلی سخت است. یاد دوستم افتادم که مدام دم از منطق فازی می زند. خیلی شبیه است این طرز نگاه به منطق فازی؛ نه ؟

نظر بدهید