ادبیات، به همه جای زندگی آدم کار دارد!

نویسنده: حامد

ادبیات، به همه‌ جای زندگی آدم کار دارد. بعضی فکر می‌کنند که ادبیات فقط برای مواقع بی‌کاری است و به درد آن‌ها می‌خورد که شکم‌شان سیر است و دغدغه‌ی زندگی و پول و نان شب ندارند. آن روز هم که می‌خواستم بروم فلسفه بخوانم، دوست خیرخواهی می‌گفت: «فلسفه فقط به درد شکم‌های سیر می‌خورد!»

امشب شب قدر است و می‌خواهم بروم احیا؛ بروم با خدا صحبت کنم، مناجات کنم. ولی درمانده‌ام که چگونه… با چه لحنی، با چه ادبیاتی… می‌دانم زشت است ولی واقعا خیلی از چیزهایی که سال‌ها برایم واضح و روشن بود، الان برایم تبدیل به ابهام شده‌اند. با خدا چگونه باید حرف زد؟

عاشقانه؟ عارفانه؟ جاهلانه؟ عالمانه؟ عامیانه؟ صادقانه؟ کوچه‌بازاری؟

از خدا باید ترسید؟ باید با او محترمانه صحبت کرد؟ باید مثل یک گدا بود؟‌ باید مثل آدم‌های گناه‌کار صحبت کرد؟ باید قربان‌ خدا رفت؟ باید التماس کرد؟ باید اشک و آه و زاری راه انداخت یا این که باید متین و باوقار نشست و مثل آدم‌های متشخص گریه کرد؟

آیا این گناه‌هایی که امشب می‌خواهم به خاطرش از خدا معذرت بخواهم، همان‌هایی نیستند که زندگی‌ام بدون آن‌ها نمی‌چرخد؟ آیا فردا صبح که برمی‌گردم به زندگی‌ روزمره‌ام همه چیز عوض می‌شود؟ آیا زندگی فردا با زندگی امشب فرقی می‌کند یا این هم یک مراسم است که باید بروم و تمام می‌شود؟ آیا می‌توانم راست و صادق بگویم خدایا اشتباه (غلط) کردم؟

چه باید گفت؟‌ چه باید کرد؟ به حرف چه کسی باید گوش کرد؟ روحانی بالای منبر؟ مداح پشت میکروفون؟ صدای گریه‌ی مردم دور و بر؟ قرآن‌های روی سر؟ یا به صدای ماشین‌هایی که شب قدر هم در خیابان‌ها مسافرکشی می‌کنند؟ یا شاید به رفته‌گر‌هایی که شب‌های قدر هم دور خیابان‌ها راه می‌روند و جارو می‌کشند؟

۴ نظر درباره “ادبیات، به همه جای زندگی آدم کار دارد!” داده شده است.

  1. مظاهر گفت :

    سلام. اوهوم … باید دید چی می شه.

  2. خانم ناظم گفت :

    سلام:
    بی تعارف میریم و انقدر گریه میکنیم و ………..
    صبح دوباره با روزمره گیهای گناه آلود به روزیم…………
    البته خودمو گفتم.

  3. کوثر گفت :

    خوشا با بالی از باور پریدن ز هر چه سقف بالاتر پریدن
    بیا تا با کبوترها بخوانیم خوشا تا لحظه آخر پریدن

    سلام علیکم .تسلیت عرض میکنم خدمتتون .این شبها عاقبت بخیری از خدا رو فراموش نکنیم .ولی واقعا فردای این شبها چه طوری هستیم ؟نمیدونم .گرچه منکر تاثیر مقطعیش نمیشم که اثر خوبی داره وتا چند وقتی حالات روحی خوبی داریم بخاطر عهدوپیمانهامون ،بخاطر خالی شدنامون،به خاطر حس کردن باد خنکی که بعد دعا برامون وزیدن میگیره وحسش میکنیم ولی در کل فکر میکنم میرسیم به بحث جهاد ،همون جهاد اکبری که باید روزانه تو هر ثانیش داشته باشیم .اگه سعی کنیم که همچین شبهایی رو بهونه کنیم تا بخوایم خدا هم کمکمون کنه سربلندانه ازین جهاد خارج بشیم کم کاری نمیکنیم وانشالله هم سربلندانه از جهادهامون بیرون بیایم .

    ولی هر جایی که دل دستور میده ،حرفش رو گوش کنیم خوبه مطمئنا .حالا میخواد نظاره جارو کشیدن یه رفته گر باشه

    عاقبت بخیر باشید
    یا زهرا
    حامد:
    سلام. جاری باشید…

  4. م.ر.ت گفت :

    آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است

    یارب این تاثیر دولت در کدامین کوکب است

    تا به گیسوی تو دست ناسزایان کم رسد

    هر دلی در حلقه ای در ذکر یارب یارب است»
    حامد:
    از حضور شما در وبلاگ رسپنا خیلی خوشحال شدم. جاری باشید…

نظر بدهید