مرد تکثیر شده

نویسنده: حامد

رمان «مرد تکثیر شده» توسط «خوزه ساراماگو» نوشته شده و جایزه‌ی ادبی نوبل ۱۹۹۸ را به خودش اختصاص داده است. بعد از یک وقفه‌ی نسبتا طولانی در خواندش بالاخره هفته قبل به برکت سفری یک روزه، توی جاده تمامش کردم.

«مرد تکثیر شده» داستان مردی است به نام ترتولیانو ماکسیمو آفونسو که معلم تاریخ دبیرستان است و مدتی است زندگی او دچار روزمرگی شده و به شدت از دل‌مردگی خودش احساس نارضایتی می‌کند. تا این که یک روز به پیشنهاد همکارش، معلم ریاضی همان مدرسه، به تماشای یک فیلم می‌نشیند. همان‌طور که خود معلم ریاضی هم از قبل گفته بود، فیلم جذابی نیست و بیشتر جنبه سرگرم‌کننده دارد و به خصوص برای معلم تاریخ که هیچ وقت علاقه‌ای به سینما نداشته است، خسته‌کننده به نظر می آید. فقط یک مسئله در فیلم وجود دارد؛

ترتولیانو در حالی که فیلم را می‌بیند احساس می کند یکی از شخصیت‌های آن به شدت با او شباهت دارد. اول سعی می کند آن را اتفاقی بداند ولی چند بار فیلم را عقب و جلو می برد و متوجه می شود که مسئله بیش از یک شباهت ساده است و هنرپیشه‌ی فیلم، از هر نظر شبیه اوست.

قضیه جدی‌تر می‌شود و ترتولیانو فیلم‌های دیگری که توسط آن تهیه‌کننده ساخته شده است را می‌بیند و همین شخصیت‌ را در فیلم‌های دیگر هم پیدا می‌کند و اسم و محل زندگی او را به دست می‌آورد. وقتی به خانه‌ی آن هنرپیشه تلفن می‌زند، خود او در خانه نیست و همسرش گوشی تلفن را برمی‌دارد. در حالی که ترتولیانو صادقانه سوال می‌کند که: «آیا آن‌جا منزل آقای سانتا کلارا بازیگر مشهور سینما است؟»،‌ همسر هنرپیشه‌ی معروف سینما ترتولیانو را با همسر خود اشتباه می‌گیرد و جمله‌ی ترتولیانو را حمل بر شوخی می‌کند.

ترتولیانو مطمئن می‌شود که از هر نظر با شخصی به نام سانتا کلارا که هنرپیشه‌ی معروف سینما است تطابق دارد؛ حتی از نظر تون صدا و کلماتی که در صحبت کردن از آن‌ها استفاده می‌کند. با آشنا شدن سانتا کلارا با ترتولیانو ماجرا از حالت آرامش خارج می‌شود و تفاوت نداشتن این دو نفر، مشکلاتی را برای همسر سانتا کلارا و دوست ترتولیانو، ماریا پاز ایجاد می‌کند تا این که ترتولیانو و سانتا کلارا ناخودآگاه به این نتیجه می‌رسند که یکی از آن‌ها نباید زنده بماند و باقی قضایا…

داستان «مرد تکثیر شده»، به نظر من از دو جهت ارزش خواندن دارد، یکی این که جدید بودن سوژه‌ی داستان باعث ایجاد تعلیق نسبتا قدرتمندی در مخاطب می‌شود و ارزش خواندن آن را بالا می‌برد. دیگر این که زبان داستان بسیار روان است و نویسنده، بیش از این که درگیر بازی‌های کلامی باشد به خود داستان پرداخته است. بخوانیدش بد نیست.

۴ نظر درباره “مرد تکثیر شده” داده شده است.

  1. مادرانه گفت :

    چشم.

  2. سرگیجه گفت :

    ُسلام
    ظاهرا خواندنیست…!

  3. عموقاسم گفت :

    چرا بریدن؟ مونده نباشی…

    یا حق
    حامد:
    شاید اگر مثل شما سررشته ای در شعر و شاعری داشتیم نمی بریدیم. جاری باشی عموقاسم…

  4. sayeh گفت :

    از نوشته لذت بردم، امیدوارم که کتاب را به زودی پیداکنم، و کتاب هم مرا…
    خوشحال شدم که “این‌جا، خانه‌ای است که ساکنینش به فرهنگ، هنر و ادبیات علاقه دارند…”
    حامد:
    اولین بار است که این حوالی می بینمتان. وبلاگ تان را هم دیدم. برایم جالب بود. خوش آمدید. جاری باشید…

نظر بدهید