پر کشید قیصر هم…
نویسنده: حامد

دیروز
ما زندگی را
به بازی گرفتیم
امروز، او
ما را…
فردا؟
قیصر امینپور از اولین شاعرهایی بود که اسمش به گوشمان خورد؛ در کتاب فارسی دبستان. شاعری بود ملموس و مفهوم، حتی برای من نوجوان آن زمان. و دیشب رفت… وقتی پیامک استاد حسینی (ژرفا) آمد: «غیر از خبر مرگ عزیزان چمن چیست/ پیغامی اگر باد سحر داشته باشد…».
نمیدانم چرا تا امروز نمیدانستم که شعر معروف نیلوفرانه را که افتخاری خوانده است و از شنیدنش همیشه لذت میبردهام، قیصر امین پور سروده است. بیشک از این به بعد هر بار که نیلوفرانه را گوش میکنم بیشتر دلم برای شاعرش تنگ میشود.
یاد و نام قیصر امین پور همیشه زنده خواهد ماند. خدا رحمتش کند.
پر کشید قیصر هم…
سید ابوالقاسم حسینی (ژرفا)
مهیب بود خبر: پر کشید قیصر هم
شکست از غم او قامت صنوبر هم
از آن همه نشکستم چنین که سخت این بار
رسیده بود خبرهای تلخ دیگر هم
به تابناکی یک قطره اشک او نرسد
هزار آینه در آینه برابر هم
ز یاد ناب شهیدان غزل غزل نوشید
ز نوش بادهی او بیقرار ساغر هم
زبان دل که به دستور عشق گفت و نوشت
چه عاشقانه سرودهست بیت آخر هم
کجا ز خاطر اروند میرود یادش…
و نامش از قلم نخلهای بیسر هم؟
چنان وجود لطیفش ز درد صیقل دید
که روحهای مجرد ندید و گوهر هم
به سوی سید و سلمان سحر گشود آغوش
مبارک است سفر! رفت این برادر هم.
منبع: نشریه الکترونیک فیروزه
آبان ۸م, ۱۳۸۶ در ۵:۳۰ ب.ظ
حدس مي زدم بايد امروز به خاطر اين خبر خيلي بد اينجا خبري باشد…
بود.ولي خيلي كم.
بگذريم
جاري باشيد
آبان ۸م, ۱۳۸۶ در ۵:۵۸ ب.ظ
……
گفته بودم که به دریا بزنم دل اما
کو دلی تا که به دریا بزنم یا نزنم؟!
آبان ۹م, ۱۳۸۶ در ۳:۲۰ ق.ظ
یا سلام!
…
چشم تا باز کنم فرصت دیدار گذشت
همه طول سفر، یک چمدان بستن بود
خدایش بیامرزد!
حامد:
سلام. جاری باشید…
آبان ۹م, ۱۳۸۶ در ۲:۵۸ ب.ظ
سلام
خدایش بیامرزد
شاید امروز هم بازی ما در وقت اضافه است!
راستی
زغم های دگر غیر از غم تو رها هستم!
همین مال هیچکس نیست!
حامد:
سلام. جاری باشی…
آبان ۹م, ۱۳۸۶ در ۸:۳۱ ب.ظ
سلام
خیلی خوب بود
به قول شما یاد و خاطراتش همیشه زنده خواهد ماند
التماس دعا
موفق باشید
یا حق…..
حامد:
سلام. جاری باشید…
آبان ۹م, ۱۳۸۶ در ۱۱:۳۹ ب.ظ
سلام …. پس قرار ۴شنبه هاتون چي شد ؟ نبينم جمعتون از هم پاشيده شود !!!!
حامد:
سلام. همین الان داشتم می نوشتم که شما آمدید. جاری باشید…
آبان ۱۲م, ۱۳۸۶ در ۶:۲۳ ب.ظ
من سالهاي سال مردم
تا اين که يک دم
زندگي کردم
تو ميتواني
يک ذره
يک مثقال
مثل من بميري؟
جناب آقاجاني عزيز تسليت ميگويم. جاري باشيد.