کسی به من صندلی تعارف کند
نویسنده: حامد
زمانی
با تكهای نان سير میشدم
و با لبخندي
به خانه میرفتم
اتوبوسهای انبوه از مسافر را
دوست داشتم
انتظار نداشتم
كسی به من در آفتاب
صندلی تعارف كند
در انتظار گل سرخی بودم
احمدرضا احمدی
زمانی
با تكهای نان سير میشدم
و با لبخندي
به خانه میرفتم
اتوبوسهای انبوه از مسافر را
دوست داشتم
انتظار نداشتم
كسی به من در آفتاب
صندلی تعارف كند
در انتظار گل سرخی بودم
احمدرضا احمدی
آبان ۲۱م, ۱۳۸۶ در ۱۰:۳۲ ب.ظ
http://i۴.tinypic.com/۵xp۸xm۱.jpg