مادربزرگه

نویسنده: حامد

 

خونه‌ی مادربزرگه دیگه قصه نداره…

۷ نظر درباره “مادربزرگه” داده شده است.

  1. یوغور:دی گفت :

    هان؟

  2. مظاهر گفت :

    سلام. چی شده ؟ نگرانت شدم. یه افلاین برام بزاره.

  3. مظاهر گفت :

    سلام. چی شده ؟ حامد احسان بخش می‌گه مادر شما فوت کردن آره ؟
    خدا رحمت‌شان کند. حامد جان به او لبخند بزن و در دلت شادش کن. لبخند بزن. در دلت ببوسش.

  4. مظاهر گفت :

    سلام. چی شده ؟ حامد احسان بخش می‌گه مادر بزرگ شما فوت کردن آره ؟
    خدا رحمت‌شان کند. حامد جان به او لبخند بزن و در دلت شادش کن. لبخند بزن. در دلت ببوسش.

  5. ضحی گفت :

    سلام…
    می خواستم بگم که … اما کامنت آقای محمودی رو دیدم . اره ؟

  6. madaraneh گفت :

    آره…دیگه خونه‌ی مادر بزرگه واقعا قصه نداره…

  7. سوتک گفت :

    یا سلام!

    اگه کامنتای جناب محمودی نبود…

نظر بدهید