فریک
نویسنده: حامددیوانه، همیشه هم معنای بدی ندارد؛ درست است که بعضی وقتها معنای بیعقل یا… میدهد ولی خیلی وقتها هم به معنای عاشق و دوستدار و هوادار یک چیز استفاده میشود. یک کلمه و اصطلاحی هم هست به نام «فریک یا freak» که به زبان عامیانه، میشود آن را «دیوانه» ترجمه کرد.
بعضی «movie freak» هستند، بعضی هم «football freak». فریکهای زیادی دور و بر ما هستند و با آنها دمخور هستیم ولی متوجه دیوانه بودنشان نمیشویم؛ و اصلا مشخص نیست که دیوانه سینما هستند یا دیوانهی روزنامه خواندن، یا دیوانه فوتبال تماشا کردن، یا دیوانهی مجله خواندن. اگر قول بدهید که بعد از این چند خط، دیگر از کلمهی دیوانه، برداشت بد نکنید میگویم که به نظر من استاد کفایهمان هم که هر روز صبح با او کلاس دارم «کفایه فریک» است.
خصوصیت مشترک فریکها این است که معمولا آدمها آنها را افراطی میدانند و مثلا کسی که اهل فوتبال نیست (مثل خودم) وقتی میبیند که دوستش نمیتواند اخبار بالا و پایین رفتن تیمها را مثلا در جدول لیگ برتر انگلیس، بیخیال شود و موقع پخش اخبار ورزشی، به همه تذکر میدهد که ساکت باشند، با خود حکم میکند که «حالا این قدرها هم مهم نیست که تو این قدر بهش اهمیت میدی!».
کسانی را میشناسم که آرشیو کامل بعضی از روزنامهها را به طور کامل دارند (همین حسن خودمان آرشیو کامل هممیهن را داشت که البته خدا همهی رفتگان را بیامرزد!) یا مثلا وقتی وارد اتاق شخصی یکی از دوستان شدم دیدم از بالا تا پایین آن را با دیویدیهای فیلم پر کرده است. مجلهها و روزنامههایش هم آنقدر زیاد شده بودند که دیگر توی اتاق خودش جا نمیشدند و آنها را کنار میهمانخانه چیده بود.
این همه حرف را زدم برای این حرف:
به نظر میرسد که رشد و حرکت رشتهها و تخصصهای مختلف، به خاطر وجود همین فریکها است. آقای حیدری که صبحها برایمان کفایه میگوید، با آنچنان لذتی عبارتهای مرحوم آخوند خراسانی را تفسیر میکند و توضیح میدهد که آدم فکر میکند دارد زیباترین حرفهای دنیا را به زبان میآورد. خودش هم گاهی میگوید: «کفایه را گوش نکنید؛ لذت ببرید. چه عبارتهای زیبایی! چه کلمات قشنگی!»
اگر عدهای نبودند که پایه ثابت استادیومهای ورزشی باشند و لباسهای همرنگ تیمشان بپوشند و صورتهاشان را رنگ کنند و سوت و کف بزنند (یا حتی به خاطر باختن تیمشان از خود بیخود شوند و شیشهی اتوبوسها را خرد کنند) فوتبال این همه رونق نداشت و هیچ رشدی توی این رشته نداشتیم.
ادبیات و هنر هم یک سری فریک دارد. «داستانفریک»ها، «سینما فریک»ها، «شعر فریک»ها و فریکهای دیگری که به خاطر وجودشان داستاننویسی، شعر و ادبیات حرکت میکند. آدمهایی که اگر از بیرون به آنها نگاه کنیم، ممکن است آنها را تخطئه کنیم که «این همه داستان میخوانی که به کجا برسی؟!» و «داستانخواندن وقت تلف کردن است!» یا «آخه آدم روزی شیش تا فیلم که نمیبینه!» و از این حرفها…
ولی حقیقت این است که دنیا را فریکها میگردانند؛ نه عاقلها و آدمهایی که دست به عصا راه میروند و از دور دستی بر آتش دارند. راستی حالا که خوب نگاه میکنم، حزبالله لبنان هم یکجورهایی «فریک ولایت فقیه» است. شما را به خدا فقط اشتباه برداشت نکنید ولی این یک واقعیت است که خیلیها رهبر را مثل یک آدم دیگر میبینند که باید به تکتک حرفهایش، اول فکر کرد بعد عمل کرد ولی برخورد بچههای حزبالله نسبت به آقا، این طور نیست. خیلیها شاید از بیرون آنها را ببینند و آن را غیرمنطقی محسوب کنند ولی حقیقت این است که قدرتشان را مدیون همین هستند.
آبان ۲۳م, ۱۳۸۶ در ۹:۱۸ ب.ظ
ميگم نکنه شما هم فريکي که انقدر فريک فريک ميکني
آبان ۲۳م, ۱۳۸۶ در ۱۱:۰۲ ب.ظ
ميشد متن رو خوند..همین
آبان ۲۴م, ۱۳۸۶ در ۵:۵۵ ق.ظ
خداییش خیلی وقت بود دنبال یه لفظ خوب برای این جور طرفدارها بودم. بعضی ها میگن: “فنز” ولی فکر کنم این کلمه قشنگ تر باشه. فریک کفایه خیلی باحال و نو بود.
شاد باشی
آبان ۲۴م, ۱۳۸۶ در ۸:۳۲ ق.ظ
نوشته تان را که خواندم یاد قانون ۲۰/۸۰ افتادم . این قانون رو می شه برای خیلی چیزها تعمیم داد . مثلا دنیا را ۲۰ درصد آدما می چرخانند و …
خوشحال می شم به من هم یک سری بزنید .
آبان ۲۴م, ۱۳۸۶ در ۹:۱۳ ق.ظ
سلام
بعضی وقتا میام و نوشته هاتونو میخونم،باید اعتراف کنم تنها نوشته ای که ازش لذا بردم همین بود.
واقعا دنیا رو فریک ها میچرخونن!
آبان ۲۴م, ۱۳۸۶ در ۱۰:۲۱ ق.ظ
جالب بود
آبان ۲۴م, ۱۳۸۶ در ۱۰:۱۰ ب.ظ
سلام.
اين جا خيلي با كلاسه..آدم مي ترسه يهويي كثيف شه…كامنتم نمي آد!
شرمنده…يكي دو بار كه بيام و برم احتمالا يخم وا مي شه!
يا علي مدد(ي)…
آبان ۲۵م, ۱۳۸۶ در ۲:۲۸ ق.ظ
واقعا جالب بود. چیکار کنم بهتر از این کلمه ای به نظر نمیاد.
کاش آدم فریک هم که میشه فریک چیزای درست حسابی بشه. مثل همون استاد شما.
آبان ۲۶م, ۱۳۸۶ در ۲:۱۸ ق.ظ
سلام حامد.
دیوانه بودن چشم های ادم رو روی حقیقت می بنده.
آبان ۲۶م, ۱۳۸۶ در ۶:۳۹ ب.ظ
سلام
من خودم فریک نت هستم و اخبار پزشکی شما فریک چی هستید؟؟؟؟؟؟؟؟(منتظر جواب هستم…)
زنده باد فریکها که اگر فریکها نبودند دینا معنا نداشت
حامد:
من فریک… کامنت هستم… کامنت افراد غریبه! جاری باشید…
آبان ۲۶م, ۱۳۸۶ در ۶:۵۲ ب.ظ
سلام نوشته های زیبایی داری به منم سر بزن
آبان ۲۶م, ۱۳۸۶ در ۹:۱۰ ب.ظ
سلام
من نمی دونم حالا به نظرت من دیوانه ام یا فریک؟؟ از کدوم ها؟!!
آبان ۲۶م, ۱۳۸۶ در ۱۱:۴۶ ب.ظ
سلام
دیوونگی هم برا خودش عالمی داره. یه چند تا مصداق هم من از دیوونگی بلدم. می خواستم بگم اما نمیگم! ترسیدم بهم بگی دیوونه!!!
آبان ۲۷م, ۱۳۸۶ در ۸:۳۰ ق.ظ
چه دید قشنگی … پس از این به بعد هر کی بهم گفت چرا این همه کتاب میخونیو و از جون این کتابها چی می خوای این پست شما رو بهش معرفی میکنم
آبان ۲۷م, ۱۳۸۶ در ۲:۵۶ ب.ظ
چا جالب!
آبان ۲۷م, ۱۳۸۶ در ۷:۵۹ ب.ظ
سلام رفیق
در این روزگار، مشکل این است که اگر بخواهی اثری نو خلق کنی؛ خواهی دید که دیگران کارها بیش از تو کردهاند و تو دیر به دنیا آمدهای. پس مجبوری نیمی از عمرت را صرف غور در آثار دیگران کنی و در همین هنگام است که دیگران تو را فریک خطاب می کنند. اما تو باید فلک را سقف بشکافی و طرحی نو دراندازی.
آبان ۲۷م, ۱۳۸۶ در ۱۰:۳۶ ب.ظ
سلام. حاضر.
آبان ۲۸م, ۱۳۸۶ در ۱۰:۵۴ ق.ظ
سلام
جالب بود. بد نبود اشارهای هم به وبلاگدیوانهها، کامنتدیوانهها و امثال اینها میکردید.
یا عالی و یا علی. التماس دعا و خدا نگهدار
آبان ۲۸م, ۱۳۸۶ در ۱۱:۱۰ ق.ظ
اين همه مقدمهچيني مال اون پاراگراف آخر بود نه؟ كه نتيجه درستي هم نداره نه؟
آبان ۲۸م, ۱۳۸۶ در ۹:۳۷ ب.ظ
سلام
با این حساب من هم دیوونه وبلاگ هستم و هم خبر. درست است که پیشرفت ها و رونق روزافزون فیلد های مختلف مدیون حضور همین فریک هاست اما همیشه چند نفر آدم هستند که ایشان را هدایت میکنند به سمت خاصی. منظورم این است که فریک ها شاید رونق بدهند اما تعیین کننده نیستند. شاید مثال خوبی نباید اما مثل اوباشی که کودتا راه میاندازند. حکومت را عوض میکنند اما خصیصهی عولم زدگیشان باعث میشود هدف و مسیر را کس دیگری برایشان تعیین کنند.
آبان ۲۸م, ۱۳۸۶ در ۹:۳۹ ب.ظ
در ضمن با میرزا هم موافقم. نتیجه خوبی ندارد !
حامد:
بر خلاف تصور میرزا، نقطه ی اصلی نوشته، پاراگراف آخر نبود. اتفاقا خیلی نگران بودم که چنین برداشتی شود. جاری باشید…
آبان ۲۸م, ۱۳۸۶ در ۱۱:۴۵ ب.ظ
salam!site porbari darin!jeddi migam!az tarifaie alaki khosham nemiiad!salem ba shooor va moteahhed!omidvaram hamintor edame peida kone!movafagh bashid!roozgar khosh
آبان ۲۹م, ۱۳۸۶ در ۱۲:۰۶ ق.ظ
يه كم واسه پست بعدی دیر نشده ؟!
آبان ۲۹م, ۱۳۸۶ در ۱۱:۳۴ ق.ظ
سلام حامد جون…
کار خصوصی داشتم نمیشه نظر خصوصی داد؟!!!
آبان ۲۹م, ۱۳۸۶ در ۱۲:۰۹ ب.ظ
يا رفيق!
اول فقط یه توده ی هوای داغ بود که فشرده تر و فرده تر می شد…باز هم بیشتر…باز هم…آخرش جنون آنی اون توده ی هوای داغ کار خودش رو کرد و انفجار و بعد هم منظومه ی شمسی…بعدها اسمش رو گذاشتن انفجاز بزرگ ولی اصلش اسمش جنون بزرگ بود…
یا علی مددی!
آذر ۱م, ۱۳۸۶ در ۷:۱۵ ب.ظ
سلام
جواب کامنتتون بوی خشونت می داد چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
حامد:
نه بابا. این چه حرفیه؟! جدی گفتم. یکی دیگه هم به من می گفت لحنت چرا این قدر دشمنانه ست؟! اون هم اشتباه می کرد. جاری باشید…
آذر ۳م, ۱۳۸۶ در ۸:۴۶ ب.ظ
سلام
خب.. باشه قبول