چند روزی است نوشتنم تب کرده است. علیالحساب ترجیح میدهم به جای حرف زدن، به حرفهای شما گوش کنم. جاری باشید…
این مطلب در تاریخ
دوشنبه, آذر ۵م, ۱۳۸۶ در ساعت ۱۲:۳۳ ق.ظ
و درباره موضوعات یادداشت روزانه منتشر شده است.
شما میتوانید هر پاسخی به این مطلب را توسط RSS 2.0 دنبال کنید.
شما میتوانید نظر بدهید، یا از سایت خود دنبالک ارسال کنید.
آذر ۵م, ۱۳۸۶ در ۸:۳۲ ب.ظ
سلام
خوبه.
پس گوش کن
.
.
.
.
همین!
آذر ۵م, ۱۳۸۶ در ۸:۳۲ ب.ظ
می فرماند تب کفاره گناه مومن هستش!
آذر ۵م, ۱۳۸۶ در ۱۰:۰۳ ب.ظ
asasan adam ke tab mikone hazyoon migr ziadesham mige! band oomadane zaboon natijeye shok o khonrizi o aghlami az in dast(!!!) hastesh!
cheghad chiz shod!
by
آذر ۶م, ۱۳۸۶ در ۱۱:۲۵ ق.ظ
سلام
جالبه
باید سرد بنویسم تا تب تنت فروکش کند
اما عزیزی گفت:
لب شیون پرستان را نباشد تاب خاموشی
نفس در سینه بیطاقتان فریاد میگردد..
پایدار باشید
آذر ۶م, ۱۳۸۶ در ۱:۰۷ ب.ظ
سلام همین بهتره که خیلی حرف نزنی
حامد:
می بینم که می آیید از اتاق فیروزه علیه سردبیر فیروزه کامنت می گذارید. بشکن این دست که نمک نداره!
جاری باشی….
آذر ۶م, ۱۳۸۶ در ۲:۰۰ ب.ظ
سلام
درسته که نام شاعرش رو ننوشتم ولی لنیک سایت شما رو که گذاشتم که ملت بیان و از وبلاگ شما ببینن
ضمنا گوش کردن هم خوبه اگه حرفی برای گوش دادن باشه
آذر ۶م, ۱۳۸۶ در ۶:۱۵ ب.ظ
سلام
از لطفِ بیمنّتی که داشتید ممنونم.
سایهی عالی مستدام.
آذر ۶م, ۱۳۸۶ در ۹:۱۹ ب.ظ
من اگر اشک به دادم نرسد مي شکنم؛ اگر از ياد تو يادي نکنم مي شکنم؛ بر لب کلبه ي محصور وجود، من اگر در اين خلوت خاموش سکوت، اگر از ياد تو يادي نکنم، مي شکنم اگر از هجر تو آهي نکشم، تک و تنها، به خدا مي شکنم، مي شکنم
سلام …. شما دفتریها چرا اینطوری شدید ؟ اقای فاتح هم حس ننوشتنشون گرفته !
خدا سومی و بقیه را به خیر کناد ….!
آذر ۷م, ۱۳۸۶ در ۱۱:۳۲ ق.ظ
هشدار که یخ تاب و تب عشق ندارد
گر بسته قالب شده ای فکر دگر باش!
آذر ۷م, ۱۳۸۶ در ۱۱:۳۵ ق.ظ
http://tara-a.blogfa.com/post-۴۲.aspx
اینم قشنگ بود! ببینید ادمهای تب دار چه حرفهایی میزنند!!!!!
آذر ۹م, ۱۳۸۶ در ۴:۴۸ ب.ظ
سلام…پس این تب شما کی میاد پایین؟
این نوشتن شما کی حالش خوب میشه؟می ترسم گوش کردن شما هم تب کنه ها…..خدا به خیر کنه این تب را…