بایگانی برای ماه دی, ۱۳۸۶

سرنوشت تلخ داستان

۸ دی ۱۳۸۶

یک‌ماه کار دارم. نمی‌رسم رسپنا را به‌روز کنم. دوستی می‌گفت: «اگر می‌خواهی ننویسی، ننویس؛ نیاز نیست ننوشتنت را جار بزنی.» ولی دلم نمی‌آید هی بیایید و با صفحه‌ی تکراری مواجه شوید. حدود یک ماه و اندی، دستم بند است و نمی‌توانم خدمت‌تان باشم. بابت نیمه‌کاره ماندن داستان سارا هم شرمنده؛ بعضی داستان‌ها سرنوشت تلخی دارند.
عیدتان […]