پس از شب شراب
۲۹ اسفند ۱۳۸۶
از خواب بیدار میشوی، میبینی خودت ماندهای و درختی که زیر سایهاش خوابیدهای. و چند دانه گردو که بوی گل مریم میدهد. به خودت نگاه میکنی. فقط به درد گردو بازی میخوری.
مهدی اگر چه دیر ولی پیش از همه فهمید: «حامد رفته شبکهی شیش!» قرار نبود خبری شود؛ گذشت آن زمانها که وقتی کورسویی […]