بایگانی برای ماه اردیبهشت, ۱۳۸۶

مشک هنرمند

۷ اردیبهشت ۱۳۸۶

بسیاری از تازه‌واردهای عرصه هنر، مانند هر آدم تازه‌کار دیگری، نگاهی آرمانی به رشته خود دارند و در خود، این قدرت و امید را می‌یابند که وقتی در رشته‌ی هنری خود به توان لازم رسیدند بتوانند تغییرات اساسی و قابل توجهی را در جامعه‌ی پیرامون خود به وجود بیاورند. ولی کمی که جلوتر می‌روند و […]

بازی هنر در اینترنت

۴ اردیبهشت ۱۳۸۶

امروز گفتم سر و سامانی به لیست فیووریت سیستم بدهم. چرخی بین سایت‌ها و وبلاگ‌ها می‌زدم؛ خیلی از آن‌ها در آستانه تعطیلی کامل یا تعطیلی موقت هستند و رسما اعلام کرده‌اند که دیگر نمی‌توانند ادامه دهند یا این که نیاز به تجدید قوای مالی دارند و جالب‌تر این‌که مشکل همه آن‌ها هم منحصر در مشکل […]

“تو” که خاموشی…

۲ اردیبهشت ۱۳۸۶

امروز داشتم به تو فکر می کردم. بله تو، یا بهتر بگویم: «حضرت عالی». منظورم از حضرت عالی کسی است که مثل خود تو از اینترنت استفاده می کند. بگذار بهتر بگویم. من، یعنی حامد آقاجانی شده ام سردبیر یک سایت! نه اصلا بگذار از یک جای دیگر شروع کنم. ببین. ما یک عده طلبه […]

هنر، سفارشی می شود؟

۱ اردیبهشت ۱۳۸۶

سوالی ذهنم را مشغول کرده است و ول نمی کند. اولین بار وقتی این سوال به ذهنم رسید که بازنویسی را شروع کردم. اوایل قضیه را جدی نگرفتم ولی وقتی احساس کردم بازنویسی هم  می تواند یک اثر هنری از آب در بیاید ذهنم مشغول این شد که هنر سفارشی هم می شود؟

بازنويسي

۳۰ فروردین ۱۳۸۶

ديشب كارگاه داشتيم. دو سه سالي مي‌شود اين كارگاه را با هشت نفر داستان نويس كوچك ادامه مي‌دهيم. حمزه يكي از بچه‌هاي كلاس است كه از اول هميشه كارش بازنويسي كردن داستان‌هاي زمان پيامبر است و چون جو حاكم بر كلاس، فضاي قوانين داستان‌هاي امروزي است موقع نقد داستان‌هاي حمزه دچار مشكل مي‌شويم.

خدایا خودت رحم کن

۲۰ فروردین ۱۳۸۶

خدایا خودت که می دانی وبلاگ زدن چه آسان است و دل کندن از آن چه مشکل؛ پس خودت کاری کن چند وقت دیگر مجبور نشوم این یکی وبلاگ را هم ذبح کنم. طاقت ندارم. دیگر بعد از سه وبلاگ دارم پیر می شوم ولی چه کنم که بی نان شب به سر می شود […]