بایگانی برای موضوع "سینما"

می‌روم سینما چیپس بخورم و بخندم و عربده بکشم!

۲۷ تیر ۱۳۸۶

«سینما ترییت» قم، امروز تعطیل است. فیلمی هم که الان روی پرده سینماست «روز سوم» محمدحسین لطیفی است. چرا تعطیل است؟ خب به خاطر این که امروز روز شهادت است. و شهادت‌های دیگر هم همین‌طور است. یعنی مدیر سینما تربیت، یا شاید هر کس دیگری که او را وادار به این کار کرده،‌ معتقد است […]

روز سوم، سوتی‌های بی‌شمار

۱۸ تیر ۱۳۸۶

به سفارش ناتانائیل، فیلم سینمایی روز سوم به کارگردانی محمد حسین لطیفی را دیدم. اگرچه خیلی‌ از تماشاچی‌ها راضی از سالن سینما بیرون می‌آمدند ولی به نظر من این فیلم،‌ خوب کارگردانی نشده بود.
روز سوم، داستان خواهر و برادری است که در جنگ خرمشهر، در شرایطی واقع می‌شوند که باید از دیوار حیاط خانه‌شان فرار […]

چهارشنبه سوری، دو ثانیه کوتاه‌تر

۱۳ تیر ۱۳۸۶

 یکی از زیباترین فیلم‌هایی که در سینمای ایران دیده‌ام، چهارشنبه سوری به کارگردانی اصغر فرهادی است که اواخر سال ۸۴ اکران شد. سه بار در سینما تماشایش کردم و هر بار لایه‌ای جدید از فیلم را کشف کردم و در حقیقت علت علاقه‌ام به این فیلم، همین چند لایه بودنش است.
 
دیشب باز هوس کردم که فیلم […]

مثل توی فیلم ها

۸ تیر ۱۳۸۶

موقعیت‏های زیادی پیش می‏آید که ما جوان‏ها چیزی را تجربه نکرده‏ایم ولی نوع برخورد خاصی در مورد آن موقعیت خاص از خودمان نشان می‏دهیم. موقعیت‏هایی مثل خودکشی، بعضی دعوا کردن‏ها، یا مثلا اولین بار که عاشق می‏شویم، و بعد از آن… شکست عشقی. این‏ها مواردی هستند که برخوردهای جالبی از ما سر می‏زند و خودمان […]

ژانر جاده!

۳ تیر ۱۳۸۶

 در انواع فیلم یک نوع هست که به «ژانر جاده» موسوم است. ژانر جاده به آن فیلم‌هایی گفته می‌شود که داستان آن، در مسیر  جاده و در طول سفری که برای بازیگران رخ می‌دهد اتفاق می‌افتد. فیلم‌هایی مثل «اتوبوس شب» پوراحمد یا فیلم معروف «جاده» اثر فدریکو فلینی نیز از این دست فیلم‌ها هستند.
اما […]

درخت گلابي

۱۶ خرداد ۱۳۸۶

همیشه این را گفته‌ام، و جاهایی مثل کارگاه داستان هم دنبال این بوده‌ام،‌ که یک اثر هنری وقتی ارزشمند می‌شود که حرفی برای گفتن داشته باشد. وقتی حرف برای گفتن باشد،‌ قالب هم اگر کمی کهنه شود حرف هنوز ارزش گوش کردن دارد. امشب فیلم درخت گلابی داریوش مهرجویی را دیدم. شاید لحن صحبت‌ها و […]