بایگانی برای موضوع "فرهنگ"

شهدا جانشان را از سر راه نیاورده بودند!

۲ فروردین ۱۳۸۷

«از پسر دوازده‌سیزده ساله‌ای می‌گفت که از مادرش خواسته بود برایش دعا کند که برود جبهه و شهید شود. مادر پرسیده بود چرا پسرش می‌خواهد شهید شود، در حالی که هنوز ۱۲ سال بیشتر ندارد. آن پسر هم جواب داده بود که می‌خواهد قبل از رسیدن به بلوغ شهید شود تا با پرونده‌ی سفید و […]

برای پسرم علی؛ وقتی به دنیا بیاید…

۱۷ اسفند ۱۳۸۶

خانم سارا، دوست‌داشتند این روزها که نام پیامبر بیشتر گفته می‌شود، سخنان‌شان هم توی وبلاگستان بیشتر شنیده شود. لطف کرده‌اند و من را به جمع بازی‌کنندگان دعوت کرده‌اند و باعث شدند که این نامه را بنویسم. قضیه از این قرار است که حضرت رسول رحمت (صلوات الله علیه)، به امیرالمومنین (علیه السلام) توصیه‌هایی داشته‌اند که […]

پخش زنده‌ی یک رمان

۳۰ آذر ۱۳۸۶

گفت: «شما انگار قضیه را خیلی جدی گرفته‌اید! من به وبلاگ‌نویسی نگاه مثبتی ندارم.»
 
برای شما هم حتما پیش آمده که در برهه‌ای از زمان به این سوال جدی و آزاردهنده رسیده‌ باشید که واقعا وبلاگ‌نویسی چه دردی از آدم دوا می‌کند که این همه وقت برایش می‌گذاریم و می‌نویسیم و می‌خوانیم و لینک‌ می‌دهیم و […]

ربع مسکون زندگی عاطفی ما

۸ آذر ۱۳۸۶

ما هنرمندان،‌ یک عمر زیر پروژکتورِ نگاه، زندگی می‌کنیم. الآن به خودم می‌گویم آیا می‌شود جایی بروم که کسی مرا نشناسد؟ آزاد باشم، روی چمن بنشینم، دراز بکشم و کسی چشم به من ندوخته باشد. من می‌خواهم برای خودم زندگی کنم اما نمی‌شود. گاهی آدم دلش برای خودش تنگ می‌شود؛ چون دیگر نمی‌تواند خودش را […]

انفجار

۱ آذر ۱۳۸۶

وبلاگ، چهاردیواری آدم‌ها است؛ اختیارش را هم دارند. من هم حق ندارم این‌جا به کسی فحش بدهم که چرا فلان‌طور و بهمان‌جور وبلاگ می‌نویسی ولی خوب که فکرش را می‌کنم می‌بینم وبلاگ من هم چهاردیواری است، وبلاگ من هم اختیاری است و می‌توانم تا وقتی که حریم کسی را نقض نکرده‌ام یا توهینی به کسی […]

کلترال

۲۹ آبان ۱۳۸۶

کُلترال (Collateral) دومین فیلمی بود که از مایکل مان (Michael Mann) دیدم. احساس کردم در مقایسه با فیلم قبلی که از مایکل مان دیده بودم (هیت)، ساخت ضعیف‌تری دارد ولی بعضی حرف‌ها که در کلترال زده می‌شود، هیچ وقت یادم نمی‌رود.
 
بگذارید اول خلاصه‌اش را بگویم:
مکس (Max) در لس‌آنجلس زندگی آرامی دارد و شغلش رانندگی تاکسی […]

فریک

۲۳ آبان ۱۳۸۶

دیوانه، همیشه هم معنای بدی ندارد؛ درست است که بعضی وقت‌ها معنای بی‌عقل یا… می‌دهد ولی خیلی وقت‌ها هم به معنای عاشق و دوست‌دار و هوادار یک چیز استفاده می‌شود. یک کلمه و اصطلاحی هم هست به نام «فریک یا freak» که به زبان عامیانه، می‌شود آن را «دیوانه» ترجمه کرد.
بعضی «movie freak» هستند، بعضی […]