بایگانی برای موضوع "وبلاگ‌نویسی"

برای پسرم علی؛ وقتی به دنیا بیاید…

۱۷ اسفند ۱۳۸۶

خانم سارا، دوست‌داشتند این روزها که نام پیامبر بیشتر گفته می‌شود، سخنان‌شان هم توی وبلاگستان بیشتر شنیده شود. لطف کرده‌اند و من را به جمع بازی‌کنندگان دعوت کرده‌اند و باعث شدند که این نامه را بنویسم. قضیه از این قرار است که حضرت رسول رحمت (صلوات الله علیه)، به امیرالمومنین (علیه السلام) توصیه‌هایی داشته‌اند که […]

پخش زنده‌ی یک رمان

۳۰ آذر ۱۳۸۶

گفت: «شما انگار قضیه را خیلی جدی گرفته‌اید! من به وبلاگ‌نویسی نگاه مثبتی ندارم.»
 
برای شما هم حتما پیش آمده که در برهه‌ای از زمان به این سوال جدی و آزاردهنده رسیده‌ باشید که واقعا وبلاگ‌نویسی چه دردی از آدم دوا می‌کند که این همه وقت برایش می‌گذاریم و می‌نویسیم و می‌خوانیم و لینک‌ می‌دهیم و […]

انفجار

۱ آذر ۱۳۸۶

وبلاگ، چهاردیواری آدم‌ها است؛ اختیارش را هم دارند. من هم حق ندارم این‌جا به کسی فحش بدهم که چرا فلان‌طور و بهمان‌جور وبلاگ می‌نویسی ولی خوب که فکرش را می‌کنم می‌بینم وبلاگ من هم چهاردیواری است، وبلاگ من هم اختیاری است و می‌توانم تا وقتی که حریم کسی را نقض نکرده‌ام یا توهینی به کسی […]

صمیمی‌نوشتن، بدون استفاده از عبارت‌های محاوره‌ای

۱۰ آبان ۱۳۸۶

صحبت مظاهر در سومین محفل چهار‌شنبه‌شب‌مان، بهانه‌ای شد که مطلبی را که مدت‌ها می‌خواستم بگویم و بهانه دست نمی‌داد، بگویم؛ به خصوص که خیلی از دوستان وبلاگ‌نویسم به آن مبتلا هستند.
وبلاگ‌نویسی ادبیات مخصوص به خود را دارد و صمیمیت در نوشته‌های وبلاگ و دوری از آداب و تشریفات خبرگزاری‌ها، برگ برنده‌ی نوشته‌های وبلاگی‌ است. بنابراین […]

سفر به انبارهای پر گرد و خاک

۵ مهر ۱۳۸۶

مدتی از اذان گذشته است و بچه‌ها منتظر من هستند. ولی نمی‌توانم چشم از صفحه‌ی‌ کامپیوترم بردارم. دفتر فیروزه خالی است و من مانده‌ام با صفحه‌هایی باز که دلم نمی‌آید ببندم‌شان. امروز بعد از مدت‌ها سری به آرشیو‌های خاک گرفته‌ی وبلاگ‌های قدیمی زدم. وبلاگ‌هایی که از سال‌ها پیش می‌نویسند؛ از آن اوایل که پرشن‌بلاگ راه […]

تو که حرفی برای زدن نداری… بیا این بلندگو!

۱۷ شهریور ۱۳۸۶

یک رسانه، وقتی به خودش مطمئن باشد، وقتی حرفش قابل درک و قابل قبول باشد ترسی از این ندارد که صدای مخالفش به گوش دیگران برسد. ولی آدمی که حرف درست و درمانی برای گفتن ندارد ترجیح می‌دهد که سیم بلندگوی مخالفش را قطع کند. (قابل توجه کسانی که درباره‌ی لینک دادن، باهاشان اختلاف نظر […]

بازی الفبای وبلاگ‌نویسی

۱۱ شهریور ۱۳۸۶

 
خب. چه‌طور شروع کنم؟
راستش مدت‌ها بود این دغدغه‌ را داشتم که یک سری مسائل بین وبلاگ‌نویس‌ها فراگیر شود؛‌ چیزهایی که شاید رعایت کردن آن‌ها خیلی ساده باشد ولی از قلم‌انداختن‌شان تاثیر منفی زیادی بر یک وبلاگ می‌گذارد. البته این مسائل، چیزهایی هستند که پیش‌تر در وبلاگ‌‌های حرفه‌ای‌تر مطرح شده بودند ولی خب بازنشر آن‌ها […]